مقاومت مدنی و کنش خشونت‌پرهیز

ابوطالب آدینه‌وند

منبع: یادنامۀ پانزدهم (پروندۀ ویژۀ «مقاومت و خشونت»)

در چنین وضعیتی آشفته، سخن گفتن از خطوط راهبردی روشن، سخت است. پس از کشتار هولناک و خشونت‌بار دی ماه و دریده شدن سبعیتِ بَدَویِ ابعادِ خشونتِ ساختاری و نیز به فاصله‌ای کوتاه پس از آن، حمله و تجاوز خارجی جنایتکارانه به میهن جاودانه و تحمیلِ وضعیت استثنایی به کشور، انواع خشونت و بی‌پناهی بر سر اصنافِ مردمان بار شد، دو رویه‌ای که به قولی از برتولت برشت در پسا جنگ دوم درباره آلمان، در پی انحلال جامعه‌اند.

سخن از سپهر گشودن و افق در انداختن در پس از آنچنان رفتنِ «سپهرِ بابا»، شاید خود فراری باشد از سوی قدرت هاضمه و یا شاید نشخوارِ یک زخم مزمن زیسته.

اما و در عین حال، این زخم زیستۀ زنده، خود فراخوانی است برای تأملی ژرف بر راه رفته و در راه پیش رو و در مرحله‌ای نوین از حیات اجتماعی و سیاسی ما، تأملی مجدد بر دشوارۀ ایران و تجدید پرابلماتیک آن.

در دوران اخیر، مقاومت خشونت‌پرهیز به مثابه یکی از اشکال مقاومت در برابر استبداد و نابرابری، در وجوه و ابعاد مختلف مورد بحث و گفتگوی کنشگران بوده است. در سه سطح «نظری»، «راهبردی» و «عملی» می‌توان به طرح این موضوع پرداخت و دربارۀ چیستی و ماهیت خشونت، مجاز بودن یا نبودن رفتارهایی در سطح هنجارین و همچنین بکارگیری عدم خشونت و یا چگونگی عدم بکارگیری خشونت به عنوان ترجیحی عملی و تجویزی، به گفتگو نشست.

در این یادنامۀ محور و زاویۀ ورود ما بنا به ضرورت‌های دورانی که در زیر اشاره خواهد شد؛ بیشتر بر روی وجه و قلمرو راهبردی و عملی آن، در شیوه و اخلاق مبارزۀ کنشگر متمرکز خواهد بود.

در دو دهۀ اخیر، می‌توان به زمینه‌های بروز خشونت در اثر انباشت مطالبات بی‌پاسخ اشاره کرد؛ مطالباتی که در حوزه‌های گوناگون اجتماعی، سیاسی و اقتصادی شکل گرفته و در مقاطع مختلف، در قالب موج‌های مکرر اعتراضی بروز یافته‌اند. هر یک از این موج‌ها مختصات، زمینه‌ها و بازیگران خاص خود را داشته‌اند، اما پرسش محوری در همۀ این تجربه‌ها آن بوده است که در برابر انسداد، بی‌پاسخی یا سرکوب، چه شیوه‌ای از ایستادگی می‌تواند هم مؤثر باشد و هم جامعه را از ورود به چرخۀ فرسایندۀ خشونت مصون بدارد.

در چنین فضایی، سخن گفتن از «مقاومت خشونت‌پرهیز» نه شعاری ساده، بلکه پرسشی جدی و حتی مناقشه‌برانگیز است. هنگامی که اعتراض مدنی با سرکوب بی محابا پاسخ می‌گیرد، این پرسش به‌درستی طرح می‌شود که آیا پرهیز از خشونت همچنان می‌تواند راهبردی مؤثر باشد یا در معرض آن است که به انفعال تعبیر شود؟

همانطور که اشاره رفت بدون پاسخ به بحران‌ها، انسداد و شکست مسیر اصلاحی، ناامیدی از آینده و عدم تناسب بین امکان تحقق و انتظارات در سطح جامعه از یک سو و قطبیتِ سیاسی و اجتماعی بین نیروهای اجتماعی و سیاسی و قومی و مذهبی از دیگر سو، اضطرابِ امکانِ سربرآوردن و تسری خشونت کنشگر در برابر و واکنش به خشونت هولناک سیستمی را در سویِ کنشگران سیاسی و اجتماعی بیش از پیش نموده است؛ زیرا به تجربۀ تاریخ، و به تعبیری از اسلاوی ژیژک در کتابش پیرامون خشونت، خشونت کنشگر نتیجۀ مستقیم و بلاواسطۀ خشونت سیستمی است.

این وضعیت، افتادن در تلۀ خشونت را محتمل می‌نماید زین سبب؛ ضروریست که هم خشونتِ کنشگرانه و هم بدیل آن، (در وجه ایجابی و سلبی) راهبردِ «خشونت‌پرهیزی و مقاومت مدنی»، در سطح راهبرد و پیامدها و نتایج احتمالیِ آن، مورد بررسی و سنجش قرار گیرد.

ژانرِ مقاومت مدنی خشونت پرهیز، می‌تواند پاسخ و امکانی را برای تاب‌آوری و همچنین توسعۀ مقاومت مدنی در اکنون و همزیستی در فردا تمهید نماید.

هاله سحابی، عزت الله سحابی و هدی صابر، از منظرگاه راهبردی و نیز منش سیاسی، به فراخوار، در نقد رادیکالیزم بی‌بنیاد سخن گفته، نسبت به قطبیت‌های آنتاگونیستی هشدار داده و بر مشی مسالمت‌آمیز و خشونت‌پرهیز در دوران اخیر تاکید داشته‌اند و البته خود از آفرینندگان روایتی توسعه‌گرا، دموکراتیک و توأم با مسالمت برای همۀ تنوع و تکثر ایران بوده، در برابر همۀ اشکالِ خشونت سیستمی و روایت‌های اقتدارگرایانه از ایران مقاومت نموده و عمر و جان بر سر آن نهاده‌اند. کنشگرانی در ژانری از مقاومت مدنی.

همانطور که می‌دانیم وضعیت اخیر ما نه «در سایۀ خشونت» بل در دلِ خشونت نهادینه‌شدۀ سیستمی است و رفتن در مسیر دموکراسیِ توسعه‌گرا، علاوه بر چالش‌های وضعیت ساختاری به نحوۀ مواجهۀ آگاهانۀ پویایی‌ها و جنبش‌های اجتماعی با این دشواره ربطی وثیق دارد تا از چرخه‌های مخرب و پیش‌بینی‌ناپذیر خشونت جلوگیری نموده و امکانِ برساختِ نظمی توسعه‌گرا و دموکراتیک را بیشتر کند.

در این میان بازخوانی تجربه‌ها و میراث فکری کسانی که بر اخلاق، مسئولیت‌پذیری و پایداری مدنی تأکید داشتند، می‌تواند افقی برای گفت‌وگوی امروز ما بگشاید.

ما هر سال یاد مهندس عزت‌الله سحابی، هدی صابر و هاله سحابی را در خردادماه و هم زمان با آسمانی‌شدنشان گرامی می‌داریم. اما امسال بر آن شدیم این یادبود را به گفت‌وگو و هم‌اندیشی دربارۀ مسائل راهبردی مبتلابه پیش روی جامعۀ ایرانی در روند گذار کم‌هزینۀ به دموکراسی همراه کنیم؛ نشست‌هایی برای شنیدن دیدگاه‌های متفاوت و جست‌وجوی راه‌هایی که بتواند میان منش و کنش خشونت‌پرهیز و دموکراسی‌خواهی عدالت‌خواهی واقعیت‌های پیچیده زمانه ما پیوندی معنادار برقرار کند.

اسکرول به بالا