جمعبندیهای کلان هشت فراز، هزار نیاز
هشت فراز، هزار نیاز عنوان سلسله آموزشهایی است که توسط هدی صابر با هدف «نقبی به گذشتههای تاریخی و تسطیح معبری به سمت حال» از آذرماه ۱۳۸۵ تا آبان ۱۳۸۷ به طور هفتگی در سالن حسینیه ارشاد برگزار شد. دغدغههای او برای ایرانِ فردا او را به این سوق داد که در ۷۵ نشست علاقهمندان را برای هماندیشی و درسآموزی از تاریخ گرد هم آورد تا برگههای تاریخ سده اخیر را به قصد «غبارروبی از گذشتهها، شفافسازیها، تجربهاندوزیها و عبرتآموزیها» با هم ورق زنند. این فرازها در سالهای گذشته و به همت تنی چند از شاگردان معلم شهید به صورت مکتوب درآمدند و از طریق درگاه اینترنتی در فیروزهای در اختیار علاقهمندان قرار گرفتهاند. شوربختانه در تدوین مکتوب بخش نهایی …








سید حمید موسویان- آشنایی من با مرحوم صابر، از دور بوده و وقتی که متنهای مرحوم صابر را نگاه میکردم یک حسرتی داشتم که چرا نتوانستم با ایشان ملاقاتی داشته باشم. با این حال یک نکته جالبی مرحوم صابر در بحثهای باببگشا مطرح کرده که برای من خیلی تامل بر انگیز بود. او معتقد است یک زمانی نسلهایی بودند که انگشت اشارهشان را وقتی بلند میکردند به یک جایی میتوانستند اشاره کنند و به چیزی افتخار کنند؛ یعنی میتوانستند کسی را به عنوان الگوی خودشان مطرح کنند و نشان دهند. ما نسلی بودیم که چنین افتخاری را داشتیم که امثال مرحوم هدی صابر، مرحوم آیت الله منتظری، مرحوم احمد قابل را دیدیم و این حسرت به دل ما نماند که این انگشتهای اشاره بی ارجاع بماند. امیدوارم نسل بعد از ما هم وقتی بزرگ میشود با جامعهای مواجه شود که بتواند به آن افتخار کند؛ نیروهای کارآمد، نیروهای قوی در جامعه ما چنان رشد کنند که بتوان به آنها افتخار کرد و طبیعتا خود آنها هم میتوانند یکی از همان نیروهای افتخارآفرین باشند.
کمال رضوی – طی سالهای اخیر جامعۀ ایران آبستن اعتراضات، شورشها و تحرکات اجتماعی-سیاسی چندگانه و دنبالهداری بوده است. از اعتراضات دی ۱۳۹۶ تا برآشوبیدن
مواجهه با هدی صابر، میتواند از جنبههای مختلف صورت گیرد، به شیوهی خودش این وجوه میتوانند منش، روش و بینش باشند. هرچند این وجوه دارای اشتراکاتی هستند ولی در این نوشتار قصد برآن است که هدی از دریچه بینش نگریسته شود. بینش کلی در اندیشههای هدی را میتوان در آموزشهای اصلی او جستجو کرد. آموزشهای «باب بگشا» و «هشت فراز،هزار نیاز». میتوان گفت مجموعه باب بگشا پسزمینه منشی هدی را شکل میدهد و جمعبندی او از هشت فراز تاریخ معاصر به تبیین روشهای عملی و میدانی او کمک کرده است. البته این دستهبندی بیشتر یک تقریب توضیحی است، چنانکه میدانیم عمل هر شخص متأثر از همه داشتهها و اندیشههای اوست.
جلال یوسفی ـ پذیرش خدا بدون تلاش برای فهم و تبیین رابطه انسان با او، او را به موجودی صرفا ذهنی تبدیل میکند که تاثیرش همواره در هالهای از ابهام و تاریکی است. انسانها به هنگام پذیرش هر مفهوم متافیزکی و یا هر مفهوم غیر محسوس و غیر مادی سعی در توجیه چرایی و تاثیر آن در زندگی خود دارند که خدا نیز از آن مستثنی نیست. البته از دیدگاه ادیان ابراهیمی پذیرش خدا امری فطری و همگانی است که برای شکوفایی و تکامل نیازمند آموزش است. علیرغم چنین گزاره عامی، هنگامی که به تاریخ این ادیان نگاه شود سراسر با یک تکثر روبرو هستیم. در این نوشتار میخواهیم به بیان مولف باب بگشا مرحوم شهید صابر در مورد رابطه انسان با خدا بپردازیم. و در پی آن با تبیین ارائه شده از جانب وی، مناجات حضرت علی(ع) در کوفه را مورد مطالعه قرار دهیم.
ابوطالب آدینهوند ـ در توشهگیری صابر از قرآن، انسان نه به مانند تلقی سنتی در دام تقدیر و نه به مانند برخی از فیلسوفان تاریخی چون هگل مقهور اراده تاریخ و روح حاکم بر آن بل انسان «صاحب اراده آزاد، جانشین و بر گونه خدا و پیشبرنده عاشق» بود، او انسان را «ایفاگر و صاحب سهم» در هستی میبیند. تلقی او بر فهمی هستیشناسانه و انتولوژیک از فلسفه تاریخ استوار بود. هستیای که در تلقی صابر، خدا و هستی «امکان آفرین و فرصت بخش» ، «زمین در آن زمینه و جولانگاه نیروهای مدار تغییر» و خدا نیز بهعنوان وجود دخیل و مشوق تغییر، خود شورشیترین امکان و عنصر هستی است…
تقی رحمانی –