hsaber.webmaster

معرفی طرح «نهادهای تامینی و حمایتی در ایران»

طرح پژوهشی «پیشینه و سازوکارهای نهادهای تامینی و حمایتی در ایران» که پس از انعقاد قرارداد میان «موسسه‌ی عالی پژوهش تامین اجتماعی» و «خانه‌ی پژوهش نواندیش» به اجرا گذاشته شد، با سپری شدن دوره‌ی زمانی پنج‌ماهه ـ از نیمه‌ی آذرماه ۱۳۸۴ تا نیمه‌ی اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۵ ـ به پایان رسیده است. علاوه بر مصاحبه‌های مذکور، تحقیقات تاریخی، وقف‌نامه‌ها و … نیز برای انجام این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

تلقی اجتماعی از سیاست در نگاه هدی صابر

ابوطالب آدینه‌وند ـ در آخرین جمع‌بندی‌های هدی صابر در سلسله درس‌گفتارهای «هشت فراز، هزار نیاز» با موضوع تاریخ ۱۵۰ ساله اخیر یک نکته بسیار محوری وجود داشت و آن میل به فعالیت در سپهر مدنی ـ اجتماعی بود. او این نکته را چنین مطرح نمود که «به‌جای وعده‌های موکول به آینده‌های نامعلوم و با افعال مجهول به جامعه، باید در حین مشارکت و مبارزه اجتماعی، تحول و دگرگونی با دستاوردهای معین و ملموس در زیست مردم ایجاد نمود». این نگاه برسازنده تلقی اجتماعی از مبارزه و سیاست‌ورزی است که در تفکر هدی صابر بارور شده است.

وضعیت برزخی، میانجی تاثیر و «کار روشنفکری»

ابوطالب آدینه‌وند ـ یکی از نمونه روشنفکران مذهبی که در بعد اصلاح دینی با فهم بحران در وضعیت در سال‌های اخیر تلاشی ناتمام را بنیان نهاد هدی صابر بود، او ضمن فهم دوران تکثیر و انکسار حوزه نفوذ بر نمونه‌ای متوسط برای تأثیر در حسینیه ارشاد به طرح سلسله گفتارهای «باب بگشا» بر بنیاد مباحثی کلان و هستی‌شناسانه که در پرتو آن انسان فعال هستی سر برکشد، پرداخت. او با طرح مباحث تاریخی در سلسله نشست‌های «هشت فراز، هزار نیاز» نیز به کوشش‌هایی در راستای تحقق آرمان‌های ملی پرداخت، مباحثی که سیرِ از عباس میرزا تا اکنون تاریخی را بررسی می‌نماید و نقطه‌چین‌هایی که تکوین شرایط کنونی را رقم می‌زند را ساخت‌گشایی و تحلیل نمود. صابر علاوه بر کار روشنگرانه نظری‌اش ـ که می‌تواند آغازی جدید بر تبیین توانمندی‌ها و دارایی‌های تلقی اجتماعی و انگیزشی از مبانی فرهنگی و دینی و کوشش‌های ملی باشد…

گذر از دوران تفرد و بازگشت نوستالژیک

پایان دوره اصلاحات، آغاز دوره جدیدی در حیات فکری و سیاسی ایران بود؛ دورانی که به نظر می‌رسید تلاش‌ها برای اصلاح، نافرجام مانده و جامعه با حس انسداد و سرخوردگی مواجه بود. طبعاً آغاز دوران نو، ضرورت داشتن تحلیل جدید از شرایط و روش برون‌رفت از بن‌بست‌ها را پیش روی می‌نهد. هدی صابر در متن پیش رو ـ که برای نخست بار در «ایران فردا» منتشر می‌شود ـ با اشاره به تغییر سرفصلی تاریخی در جامعه ایران در میانه دهه هشتاد، از ضرورت رابطه مستمر و استراتژیک با خدا برای عبور از این شرایط سخن گفته است. بحثی که این روشنفکر مذهبی در متن پیش‌رو مطرح می‌کند، بعدها به شکل تفصیلی در قالب مباحث «باب بگشا: ضرورت رابطه مستمر، استراتژیک، صاف‌دلانه و همه‌گاهی با خدا» در حسینیه ارشاد (شهریور ۱۳۸۷ تا مرداد ۱۳۸۹) پی گرفته شد.

هدی؛ مصدق؛ منش

جمع مصدق اشرافزاده دولتمرد ارباب ده و مجاهدین بنیان گذار آرمان گرا و افق نگر نیز از همین جمع های کمی دشوار بود؛ اما در پس پشت بسیاری از این به ظاهر جمع ناشدنی ها خطوط نامرئی بسیار مستحکمی وجود دارد که شاید تنها برخی عمق اندیشان (و ای کاش این تعبیر دستمالی نشده بود که بگویم اهل بصیرت) هم چون هدی آن را در می یابند… هدی دلداده مصدق بود. در او پراگماتیسم وعمل گرایی پربازده یک دولتمرد و صداقت و دوستی و پاکدستی یک صاحب منش و حب وطن یک عنصر ملی و بخصوص علاقه به مردم زحمتکش و پرکار و کم بهره که هدی عشقی عمیق به آنان داشت (و آرمان عدالت تا عمق جانش ریشه داشت) را می دید.

مراسم رونمایی از مستند «مصدق از نگاهی دیگر»

مراسم رونمایی از مستند «مصدق از نگاهی دیگر؛ دریچه‌ای بر منش، روش و بینش» ساخته‌ی شهید هدی صابر بعدازظهر روز سه‌شنبه ۲ تیرماه در جمع محدودی از علاقمندان برگزار شد. رونمایی از این مستند که قرار بود مقارن با سالروز خلع ید در دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی به همراه سخنرانی آقایان فرشاد مومنی، محمد ستاریفر و لطف‌الله میثمی صورت گیرد، به سبب لغو برنامه بر اثر فشارهای بیرونی، صورت نگرفته بود. اکنون ضمن انتشار این مستند در پایگاه هدی صابر «در فیروزه‌ای»، مراسمی با حضور شماری از شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی برای نمایش این مستند برگزار شد و حسین شاه حسینی و لطف‌الله میثمی به ایراد سخنرانی پرداختند.

مستند «مصدق از نگاهی دیگر»

مستند «مصدق از نگاهی دیگر؛ دریچه‌ای بر منش، روش و بینش» اثر شهید هدی صابر منتشر شد. این فیلم مستند حاصل گفت‌وگوی هدی صابر با شمار زیادی از نزدیکان و مصاحبان مرحوم محمد مصدق ـ نخست‌وزیر دولت ملی ایران ـ در دوران تبعید و حصر در احمدآباد پس از کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا پایان حیات رهبر نهضت ملی ایران است. این گفت‌وگوها حاوی جزئیات ناگفته و قابل تاملی از منش و سلوک شخصی مرحوم مصدق است که بیانگر مردمداری، سلامت و انضباط مالی، برخورد انسانی و صمیمانه و سخاوتمندانه با زیردستان، پرهیز از سوءاستفاده از موقعیت شخصی، برخورد تعالی‌بخش با ضعف‌های اخلاقی اطرافیان، تاکید بر قانون در امور روزمره و جزئی و ویژگی‌های متعدد منحصر به فرد این شخصیت سیاسی ایران معاصر است.

«هشت فراز، هزا رنیاز» مواجهه با گسست و فراموشی

امیر طیرانی ـ صابر برای گام گذاشتن در این راه، به رغم شناخت وآگاهی  نسبتا جامع در زمینه تحولات تاریخی یک صدساله اخیر ایران بار دیگر مطالعات عمیق وجدیدی والبته با متدولوژی نوینی را آغاز کرد .حاصل این مطالعات ، سلسله درس گفتارهای « هشت فراز، هزار نیاز » بودکه طی ۷۵ جلسه منظم در سالن کتابخانه حسینیه ارشاد در فاصله آذر ۱۳۸۵تا آبان ۱۳۸۷ ارائه شد. در برگزاری این جلسات ،صابر شیوه‌ای متفاوت با جلسات درسی را در پیش گرفت. نخستین ویژگی این سلسله بحث‌ها ارائه بحث به گروهی از جوانان وبه ویژه دانشجویان علاقه مندی بود که به سهم خود در پربار کردن بحث‌ها نقش قابل توجهی به دوش داشتند. 

ادبیات دگرگونی شریعتی: مابین غلغله و زلزله

آنچه در ادامه می‌خوانیم سخنرانی هدی صابر در مراسم سی‌امین سالگرد شهادت دکتر علی شریعتی در حسینیه ارشاد (خرداد ۱۳۸۶) است که به موضوع ادبیات دگرگونی شریعتی پرداخته است. با توجه به فرارسیدن سالگرد شهادت دکتر شریعتی، انتشار متن مکتوب این سخنرانی نخست‌بار توسط وب‌سایت «در فیروزه‌ای» صورت می گیرد:«هر عنصر نو ورود به عرصه اندیشه و تفکر، هم زمانی گریزناپذیری را پیشاروی خود دارد. حضور و نمایانی، هم زمان است با موضع‌گیری و اثرگذاری. بی‌موضعی تقریبا ناممکن. انسان نوورود به عرصه و پهنه‌ی اندیشه و تفکر و ایده، در برابر چهار راهی طبیعی قرار دارد: چهارراه «چه کنم». اول راه، دفاع و حفاظت از وضع موجود. دوم راه، بی‌اعتنایی به وضع موجود. سوم راه، تفسیر وضع موجود و چهارم راه، تغییر وضع موجود …». 

چهار سال گذشت از نبودن «هدی»

در درون هدی چه گذشت که به این تصمیم رسید. برای او نفس اعتراض مهم بود نه نتیجه اش. و این اخلاق «وظیفه گرا» ست و نه اخلاق «نتیجه گرا». و بالاتر از آن؛ اگر در آن لحظه زلزله ای می آمد و کل آدمیان کره زمین را نابود می کرد و تنها او یک نفر زنده می ماند؛ هدی باز همین اعتراض را می کرد. می خواست در درون خودش و با وجدان خودش کنار بیاید؛ هاله را مظلومانه کشتند. من نباید هیچ عکس العملی نشان دهم؟ نه فقط در برابر ظالمان وقاتلان هاله. در برابر جهان و هستی. در برابر خودم و وجدانم. مطمئنم باز هدی اعتصاب می کرد تا لب مرگ . نه صرفا به عنوان اینکه ظلم را اگر مغلوب نمی توان کرد رسوا می توان ساخت که اخلاق «وظیفه» است ولو «نتیجه» ای حداقل در افق دید کوته نگر پراگماتیست های میمینمالیست نداشته باشد. بلکه این بار به خاطر «فضیلت». نفس فضیلت.

آیین چهارمین سالگرد هدی صابر

 منبع: روزنامه شرق – لیلا ابراهیمیان

جمعه، قطعه ۱۰۰ بهشت‌زهرا. مراسم چهارمین سالگرد درگذشت هدی صابر با حضور تعدادی از شاگردان سابق او در حسینیه ارشاد، فعالان سیاسی و تعدادی از فعالان مدنی و اجتماعی برگزار شد. باز هم مراسمی ساده با حضور چهره‌هایی آشنا، ایستاده در زیر آفتاب سوزان، بدون هیچ پناه‌گاهی در زیر سایه. مهمان‌هایی چون احسان شریعتی، حسین شاه‌حسینی، لطف‏‌الله میثمی، تقی شامخی، زهره و دره سحابی، سارا و سوسن شریعتی، حمد ملکی، محمود عمرانی، حامد سحابی، محمد محمدی‌اردهالی، پیمان، مینو مرتاضی، فخرالسادات محتشمی‌پور و دیگران. این‌بار می‌خواهند «منش در کار هدی صابر» را بررسی کنند و برای همین امیرخسرو دلیرثانی و رضا طیرانی درباره هدی می‌گویند و ندا شمس و محمد رضایی از همکاران و همراهان او در «طرح زاهدان» و دیگر روزهای دوستی از منش او. هرکدام به بیانی از جدیت هدی در کار می‌گویند و نگاهش به انسان و توسعه. می‌گویند او از نسل آدم‌های نادری است که تکلیف‌شان با خود معلوم است و با دیگران نیز. 

بزرگداشت روش و منش گم‌گشته هدی صابر

 مراسم چهارمین سالگرد شهادت هدی صابر روز جمعه بر سر مزار این شهید در قطعه ۱۰۰ بهشت زهرا برگزار شد. آغاز این مراسم با پخش آیاتی از قرآن کریم بود. در ادامه، فیروزه صابر، خواهر شهید صابر ضمن خوشامدگویی به حاضران به نمایندگی از خانواده صابر و همسر و فرزندان هدی صابر و گرامیداشت نام شهدای خرداد از سهراب و ستار گرفته تا شهدای پیش از انقلاب، و تجلیل از تمام آزادگان دربند از جمله نرگس محمدی، علیرضا رجایی، ناصر هاشمی راد، رویین عطوفت، سعید مدنی، عبدالفتاح سلطانی، مصطفی تاجزاده و تبعیدی به ناحق، احمد زیدآبادی آزادی تمام آنان را خواستار شده و از مقاومت و صبوری آنها و خانواده‌هایشان تجلیل کرد.

گزارش تصویری مراسم چهارمین سالگرد شهادت

مراسم  چهارمین سالگرد شهادت هدی صابر روز جمعه ۲۲ خرداد با حضور علاقمندان و شاگردان این روشنفکر مذهبی و فعال اجتماعی در بهشت زهرا قطعه ۱۰۰ برگزار شد. در این مراسم که توام با ذکر نام و یاد زندانیان دربند و طلب آمورزش برای شهدای خرداد و درگذشتگان از جمله مهندس سحابی، هاله سحابی و وحید میرزاده بود، چهار تن از دوستان و نزدیکان هدی صابر به ایراد سخنرانی پرداختند. توزیع یادنامه سالگرد و آرزوی بهبودی محمد بسته‌نگار و اعلام جزئیات برنامه «منش اقتصادی مصدق» دیگر بخش‌های این مراسم بود. گزارش این مراسم در وب‌سایت در فیروزه‌ای منتشر شده است.  

چهارمین سالگرد شهادت صابر در کلام شاگردان و همراهان

هدی صابر از معدود روشنفکران مذهبی بود که بر تخصیص مایه و وقت برای افراد پیرامون و به ویژه نسل نو همچنان اهمیت می‌داد. او که ویژگی برجسته نسل روشنفکری مذهبی پیش از انقلاب که در قالب طالقانی ـ بازرگان ـ سحابی تجلی یافت را زیست مشترک با نسل نو می‌دانست، در عمل نیز کوشید این ویژگی مثبت را تحقق بخشید. همزمان با چهارمین سالگرد شهادت هدی صابر، صفحه فیس‌بوک شاگردان و برخی علاقمندان او وی محل انتشار دل‌نوشته‌ها و تحلیل‌هایی است که خواندن آن‌ها گزارشگری است از تاثیر یک روشنفکر اهل تخصیص و هم‌زیستی با نسل نو بر شاگردان و طیفی از مخاطبان نادیده اما شنیده.

یادنامه چهارمین سالگرد شهادت شهید هدی صابر

یادنامه چهارمین سالگرد شهادت هدی صابر منتشر شد. این یادنامه موضوع محوری خود را «بررسی منش در کار هدی صابر» قرار داده و مشتمل بر گفت‌وگو با خانم فریده جمشیدی (همسر شهید صابر) و مقالاتی از تقی رحمانی، امیرخسرو دلیرثانی، جواد رحیم‌پور و میکائیل عظیمی است. گزیده دست‌نویس شهید هدی صابر برای سخنرانی در سالگرد مرحوم دکتر مصدق و دو نوشته دیگر از وی، بخش‌های دیگری از این یادنامه را تشکیل می‌دهند.

«مصدق، یار هستی، یار بشر، یار ایران»

این گزیده از دستنویس شهید هدی صابر برای سخنرانی در سالگرد مرحوم دکتر مصدق انتخاب شده. بنام پروردگار بی‌خست بس بزرگوار در آستان بهار. چند متر آن‌ سوتر، در اتاق کنار هم‌قواره‌ای نهفته است. استخواندار، میاندار مردی آرمیده است. اتاقی که من نیز از درگاهی‌اش رو به سوی شما دارم، از موسپید پر است. موهایی که در آسیا سپید نشده است. مو سپید و مصدق‌دیده و من، کوچک، بی‌قواره و مصدق‌ندیده. مصدق ندیده‌ام، مصدق شنیده‌ام، مصدق خوانده‌ام و در ذهن، خاصه در وانفسا، سال‌ها با مصدق زیسته‌ام. نه در موضع سخنران، نه از موضع جهان‌دیدگان، از منظر دغدغه‌داران و باورداران نسبت به مصدق ماندگار، تکه بحثی ارائه می‌کنم.

با همه مدارا می‌کرد

خانم فریده جمشیدى، همسر شهید هدى صابر مَرحمت فرمودند مصاحبه اى کوتاه را با ما انجام بدهند و ما را براى چند دقیقه همراه خودشان به تمام خاطرات دور و نزدیکى که گاه ذهن را چنگ مى زند و ناخودآگاه اشک را سرازیر مى کند، ببرند و به بازگویى تمام ناجوانمردى ها و نامروتى هایى که در حق همسر گرامى و خانواده عزیزشان رفته است بپردازند. فریده جمشیدی در این‌ گفت‌وگو تصریح می‌کند که چهار سال پس از شهادت صابر، «زندگى ما با تمام مشکلاتش هنوز جاریست و ما هم سرپا، چراکه زندگى من و آقاى صابر از اول هم بر روى ساده زیستى و بدون وابستگى صِرف به شخص یا نهادى پایه گذارى شد و الان هم خدا را شکر مراحل درمان بیمارى ام و زندگى بچه ها هم گواه این مطلب است. اگرچه کماکان در لحظه لحظه زندگى مان کمبود آقاى صابر حس میشود و طریقه رفتنشان ما را عذاب مى دهد، ولى با لطف خداىِ پاىِ کار بچه ها در این چهار سال اخیر در زندگى شخصى شان به موفقیت هاى علمى و تحصیلى دست پیدا کردند»

خدای هدی و هدی خدا

 تقی رحمانی – خدا خود را به میزان توان مخاطب می‌نمایاند. اما این خدا در [قرآن] به‌طورکلی و ساده، صفات و منش و رفتار و خواست و اراده خود را به مخاطب شناسانده و توضیح داده است.  البته آدمیان هم انتخاب می‌کنند، پس در مورد تلقی از خدا هم‌چنین می‌کنند. در کره ارض این نوع انسان است که خداوند را در خواسته‌های خود دچار تعدیل کرده است. بارها خداوند در قرآن به حال انسان تخفیف یا به حالی از نوع انسان رضایت داده است. به عبارتی به تعامل با انسان نشسته است. خدایی که خود را شناسانده، اما به دنبال انسان ایدئال است می‌خواهد به فرشتگان نشان دهد که چرا انسان را خلق کرده است.

هدی صابر: منشی برخاسته از ایمان

امیرخسرو دلیرثانی – ماه خردادماه خاطرات عمیق و تحولات بزرگ است، فرارسیدن خرداد فقط بهانه‌ای برای پرداختن به گوشه‌ای از تاریخ این سرزمین و زندگی مبارزانی است که خود منشاءتحولاتی در تاریخ ایران شده و خود نیز در این ماه تحول یافته‌اند. هدی صابر ازجمله این مردان دوران‌ساز است. سخن گفتن از او برای چون «من»ی که مهروموم‌ها و گام‌ها هم به لحاظ تفکر و هم روش و منش از او دورترم کار آسانی نیست، اما وظیفه نیز حکم می‌کند که آنچه را دیده‌ام در سطح درک و دریافت خودم بیان کنم و پیشاپیش از همه کاستی‌ها و کج‌فهمی‌ها پوزش می‌طلبم. در سطور ذیل به چند محور عمده که نمایانگر ابعادی از منش هدی در بند ۳۵۰ زندان اوین است پرداخته می‌شود:

چرا سخن گفتن از هدی دشوار است؟

محمد رضایی ـ سخن گفتن درباره‌ی هدی دشوار است. نه فقط به خاطر احساسی که در نبودن او داریم بلکه بیشتربه ‌خاطر دشواری توضیح بینش، روش و منش او است که با روح زمانه‌ی ما ناسازگار است و حتی در تقابل با آن قرار دارد. روح زمانه‌ی ما، پرورش‌دهنده‌ آدمهای میان‌حال و میان‌مایه است. آدم‌هایی که همیشه و همه‌جا در میانه می‌نشینند و در وسط می‌‌ایستند و با تئوریزه کردن آن، مصیبتاین میان‌حالی و میان‌مایگی را تا مرتبه‌ی فضیلت برمی‌کشند. و قائلین به آن اجر میبینند و در صدر می‌نشینند.

اسکرول به بالا