hsaber.webmaster

رابطه ما با هدی صابر چیست؟

احمد فشخورانی ـ صاحب این قلم در پی آن نیست که از قهرمانی‌ها و پهلوانی‌ها و بزرگ منشی‌ها و بزرگی‌های مرحوم صابر بنویسد.و “حماسه هدی” را بر کاغذ پیاده کند. چه آنکه این کار مستلزم آشنایی نزدیک با آن مرحوم و دیدن این بزرگ منشی‌ها و رشادتهاست. پس چنین نوشتاری لزوما بر عهده دوستان و نزدیکان هدی است. هدی صابر اما ردپایی از خود بر صفحه تاریخ این سرزمین گذاشته است و به اعتبار این ردپا می‌توان علیرغم عدم آشنایی نزدیک با وی در مورد او سخن گفت. درست همانگونه که علیرغم عدم آشنایی نزدیک با افلاطون یا پروتاگوراس در مورد آنان سخن میگوییم. در این سیاهه سخن بر سر بررسی رابطه ما با هدی صابر است. و ناگفته پیداست که برای پاسخ به چنین پرسشی باید ابتدا منظور از “ما” مشخص شود. سپس بدانیم هدی صابر در کجا ایستاده است. و آنگاه بتوانیم به بررسی رابطه میان “ما” و “هدی صابر” بپردازیم.

در جستجوی منش از کف رفته

محمد کریمی ـ در تاریخ مبارزاتی ملت‌های تحت ستم یافتن ردپایی از منش در میان مبارزین پیشرو در دهه‌های گذشته در سیر مبارزاتی که به نوعی به رومانتیسم انقلابی منتج میشد چندان دشوار نیست. منش به عنوان سرخط تحولات اجتماعی نقشی تعیین کننده در روند تکامل مبارزاتی و سیر کسب صلاحیت برای حضور صلاحیت دارانه در عرصه مبارزه ایفا نموده و کنش‌هایی بر معیارهایی همچون ایثار و جان برکفی را که معطوف به منش‌های والای انسانی می‌باشد را سبب می‌گردد. در سیر مبارزاتی تاریخ معاصر ایران نیز منش در میان مبارزان و سازمان‌های سیاسی – مبارزاتی کشور خاصه در دهه‌های خون و افتخار ۴۰ و ۵۰، نقشی بس کیفی بر تندیس جان بر کفی و ایثار حکاکی کرده است. 

تارِ رنج و پودِ امید

شهاب اکوانیان ـ  نیمروز گرم خردادی اهواز بود. هواخوری بین دو قسمت کارگاه تاریخ را در حیات خانه آقای لدونی سیگاری می‌گیراندیم و گپ می‌زدیم. هواخوری برای صابر اما بدون قدم زدن هواخوری نبود. با همان قامت کوتاه اما ورزیده و چابک، نگاه محزون اما هوشیار و امیدوار، گاه به همراه کسی و گاهی تنها از خانه بیرون می‌رفت و بعد هم سر ساعت مقرر برمی‌گشت. نظم و تعهد و تلاش بی وقفه، در کنار رنجی عمیق و همیشگی ویژگی‌هایی بودند که در همان دیدار اول و دوم در او تشخیص می‌دادی. رنجی که به همان میزان که وجودی بود، حاصل تجربه‌ی زیسته‌ی انسانی بود به معنای واقعی سیاسی. رنجی که انگار محرک اصلی‌اش بود. گاه غمگینش می‌کرد و ساعتی بعد به شورش وامی داشت، و همواره تصویری “نا امروزی” از او به دست می‌داد با قابلیت جاذبه و دافعه توامان!

مردمان تاریخ ساز

محمد حیدر زاده ـ هدی صابر را هرگز ندیدم، و تا قبل از شهادتش نیز اسمش را به ندرت شنیده بودم، وقتی زندگی اش را پوییدم و با آثارش مواجه شدم آرام آرام به این نکته پی بردم که ما نه یک فعال سیاسی- اجتماعی و نه یک روزنامه نگار که پیش از آن شنیده بودیم بلکه اندیشمندی پراتیک را از دست داده ایم.اندیشمندی که منظومه‌ی فکری اش محصول کنش‌های زیسته‌ی فردی اش در بطن جامعه‌ی ایران و در پیوند با گروه‌های مختلف جامعه (کارگران، حاشیه نشینان شهری،دانشجویان و…) به مثابه‌ی روح جمعی ملت ایران بود. دو اثر عمده‌ی او که یکی تاریخی است (هشت فراز هزار نیاز) و دیگری در زمینه نواندیشی دینی(باب بگشا) بیانگر دغدغه‌های وی نسبت به ایران است.

مسجدسلیمان امروز، ایران فردای بدون نفت

ایوب رضایی ـ همیشه اولین دیدارها بیاد ماندنی و خاطره سازند و یا حتی انسان ساز، خرداد ۱۳۷۸ بود اولین بار که هدی صابر را دیدم نوجوانی بودم پر شر و شور که آرمانش پیروی از راه پدر (که همان تفکر ملی مذهبی و عشق به مصدق ) بود، از مدرسه برگشته بودم که پدر صدایم کرد و چند نفر را بهم معرفی کرد که از طرف ایران فردا آمده اند ! برخورد بسیار گرم و صمیمی هدی صابر آنچنان در ذهنم مانده است که گویی همین الان است. پدر آن زمان در نشریاتی مانند ایران فردای سحابی و پیام هاجر طالقانی مقاله و مطلب مینوشت و به این واسطه میشناختندش و به سراغش آمده بودند جهت آشنایی و کمک بابت تحقیق میدانی درباره نفت و مسجدسلیمان و آینده ایران… گروهی به سرپرستی آقای صابر و چند دانشجو… همان برخورد اول مجذوب رفتارش شدم، از آندسته رفتارهای پیامبرگونه که فارغ از سن و سال به طرف مقابل شخصیت و هویت میبخشند

در نسبت انقلابی گری و بی‌کله‌گی*

الهه تنکابنی ـ اگر از بسیاری امروز بپرسی که «انقلابی‌گری» یعنی چه اگر نگویند بی‌کله گی حداقل خواهند گفت بی‌پروایی. بی‌گدار به آب زدن و ناگهانی تصمیم گرفتن چنان با لفظ «انقلابی‌گری» عجین شده است که گویی هرگاه فاصله‌ای بین ذهن تا عمل نباشد، آن عمل انقلابی است. منتفعان از انقلاب از هر جناح سعی دارند که جهت «انقلابی‌گری» ها را به سمت و سوی موافق خود بکشند و مال باختگان انقلاب هم سعی دارند از آن مدرکی برای تبیین اشتباهات انقلاب بسازند. اما در این میان بر سر نفس «انقلابی‌گری» و تقارب آن با عمل ناگهانی توافقی هست. این تقریب معانی در ذهن‌های افراد مختلف جامعه بی‌سبب نیست و نشان از روندی دارد که در خوانش ما از انقلاب صورت گرفته است.

ویژه‌نامه «روایت حصر مصدق»

حاصل پژوهش هدی صابر در زندگی و فعالیت مصدق در دوران حصر و تبعید در احمدآباد توسط نشریه‌ی چشم‌انداز ایران در قالب یک ویژه‌نامه به زیور طبع آراسته شد. این ویژه‌نامه حاوی مصاحبه‌های هدی صابر با نزدیکان و مصاحبان مصدق و برخی معمران و اهالی احمدآباد است و به بررسی ابعاد مختلف زندگی روزمره‌ی مصدق در دوران بد از کودتای ۲۸ مرداد می‌پردازد. هدی صابر در سال ۱۳۸۶ و با درک خطر «انقراض نسل صاحب حافظه‌ی تاریخی» درصدد آن برآمد تا پیش از آنکه شماری از چهره‌های زنده دوران نهضت ملی که مصاحبت با مصدق را تجربه کرده بودند، از دنیا بروند، با آن‌ها به گفت‌وگو بنشیند و خاطرات آن‌ها از مصدق را ثبت و ضبط کند.

یادنامه ششمین سالگرد شهادت هدی صابر

یادنامه ششمین سالگرد شهادت هدی صابر منتشر شد. در این یادنامه مطالبی از همکاران سابق، هم فکران، هم بندیان بند ۳۵۰ اوین و علاقمندان به هدی صابر به چشم می خورد. گفت وگو با دکتر حسین سراج زاده که در آغاز دهه ی ۶۰ همکار هدی صابر در گروه اقتصاد سیما بوده است، از جمله مطالب این یادنامه است. سراج زاده در این گفت وگو پس از بیان روند آشنایی و ویژگی‌های کاری هدی صابر در دوران همکاری، در ارزیابی پژوهش‌ها و فعالیت‌های اجتماعی هدی صابر تصریح می‌کند: …

باب بگشا (۴)؛ دفتر چهارم: تبیین ـ ۳

چهارمین دفتر از سلسله مباحث «باب بگشا»ی شهید صابر مقارن با ششمین سالگرد شهادت وی منتشر شد. چهارمین دفتر از این مجموعه ذیل عنوان «تبیین ـ ۳» ارائه می‌شود که مشتمل بر هشت نشست و حاوی بحث و بررسی شهید هدی صابر حول یک داشته و کارکرد خدا در طرح «باب‌بگشا» است: «خدای صاحب ایده» که مربوط به توان ایده پردازی خداوند است و در هفت نشست طرح شده، به‌ضمیمه‌ی یک نشست که حاوی ارائه‌های مشارکت‌کنندگان است. دفتر پیش رو، درواقع سومین بخش از سطح «تبیین» را در بر می‌گیرد.

هشت فراز، هزار نیاز (۳)؛ فراز دوم: انقلاب مشروطه (۱)

مقارن با ششمین سالگرد شهادت هدی صابر، دفتر دیگری از مجموعه‌ی «هشت فراز، هزار نیاز» منتشر شد. این دفتر که مربوط به بخش اول فراز انقلاب مشروطه است، حاوی شش نشست آغازین از مجموعه ۱۵ نشست این فراز است. نشست اول حاوی سخنرانی مهندس عزت الله سحابی با عنوان «تولد مفهوم ملت» و سخنرانی دکتر رضا رییس طوسی با عنوان «نگاهی به زمینه های اقتصادی انقلاب مشروطه» است. عناوین پنج نشست بعدی که حاوی سخنرانی هدی صابر است، به ترتیب عبارتست از: فضای بین الملل، غوغای جهان، فضای داخلی، رخ به رخی، زمینه های انقلاب مشروطه. در مقدمه‌ی این دفتر به قلم «جمعی از شاگردان شهید هدی صابر» آمده است:

به یاد هدی صابر که برای کودکان فقیر زاهدان امید آورد

مینو مرتاضی لنگرودی – بسیاری از ما بی‌آنکه خود بخواهیم آغشته سیاست می‌شویم و چه‌بسا اگر بسیاری از سیاسیون فعلی ایرانی به جای ایران در کشورهای دیگری دنیا می‌آمدند، به جای زندگی آغشته به سیاست، زندگی از نوع دیگر را تجربه می‌کردند! چه کسی گفته آرمان‌خواهی فقط در کنش سیاسی امکان بروز و ظهور می‌یابد؟ مثلا اگر انسانی به غایت انسان مانند هدی صابر به جای میگوئل آنخل آستوریاس در گواتمالا به دنیا می‌آمد؛ آن وقت هدی با آن نگاه آرمانی به جهان می‌توانست مثل آستوریاس که نشست و قصه چشم‌های نخفته در گور را نوشت، بنشیند و تجربه بیداری در خاکش را برایمان قصه کند. یا اگر هدی در آرژانتین به دنیا می‌آمد، می‌توانست به جای اینکه رئالیسم جادویی‌اش را صرف هزار فراز و هزار فلات برای توضیح سیاست روز کند… 

به یاد او که هم هدی بود و هم صابر

مراسم ششمین سالگرد عروج هدی صابر، صبح روز جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۶ در مزار وی در قطعه ۱۰۰ بهشت‌زهرا با حضور گسترده شاگردان، علاقمندان و پیش کسوتان عرصه سیاست و اندیشه برگزار شد؛ حاضرانی که علی‌رغم گرمی هوا و ماه رمضان، برای تجلیل از نام و یاد هدی صابر در این مراسم شرکت کردند. در این مراسم، پس از خوشامدگویی فیروزه صابر، دو تن از همراهان هدی صابر به ایراد سخن پرداختند. مهندس مجتبی بدیعی  به ذکر خاطراتی از همکاری با هدی صابر در دهه‌ی شصت پرداخت و از خصایل مثال‌زدنی هدی صابر به نظم و دقت مثال‌زدنی وی اشاره کرد. دکتر جلال یوسفی نیز به طرح بحثی پیرامون نگاه هدی صابر در مورد رابطه انسان با خدا پرداخت. در ادمه متن گزیده سخنان این دو را از نظر می‌گذرانیم.

برگزاری مراسم ششمین سالگرد هدی صابر بر مزار وی

مراسم ششمین سالگرد پرواز هدی صابر امروز ۱۹ خرداد ماه در کنار مزارش با حضور اشنایان و دوستان برگزار شد. در این مراسم ابتدا به یاد قربانیان ترور اخیر در تهران و به یاد مهندس سحابی ، هاله، سهراب، ستار و هدی فاتحه ای دسته جمعی قرائت شد. سپس اقای دکتر جلال یوسفی ، از همراهان و شاگردان هدی سخنانی کوتاه با عنوان ” او نقطه أتکا ، ما غیر تاکتیکی ، غیر مناسبتی” بیان کرد. او به چهار متن مورد تاکید هدی یعنی : هستی، تاریخ، إنسان و کتاب اخر اشاره کرد و مطرح کرد که به تعبیر هدی ما بین دو مبنا قرار داریم : خود و او. 

پر یادگار

آنچه در پی می‌آید، سروده‌ای است از شهیبد هدی صابر با الهام از نام و یاد شهید محمد حنیف‌نژاد ـ از بنیانگذاران سازمان مجاهدین. این سروده شرح آشنایی شورانگیز هدی صابر با حنیف‌نژاد است. حنیف‌نژاد در سال ۱۳۱۸ در تبریز متولد شد. وی دانش‌آموخته رشته مهندسی کشاورزی بود. حنیف‌نژاد در جریانات دانشجویی سالهای ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۲ در جبهه ملی و نهضت آزادی فعال بود و در بهمن ۱۳۴۱ و پس از حملهٔ کماندوهای شاه به دانشگاه دستگیر شد و به زندان افتاد. حنیف نژاد و اعضای اولیه سازمان مجاهدین خلق در راستای استخراج پاسخهای نو برای مسائل کهنه و نو از دل اسلام و از این راه دستیابی به قرائتی نو و پوینده از اسلام و تدوین و ارائه آن تلاش بسیار کردند و می‌کوشیدند تا از دل تاریخ تشیع مشی مبارزه را متناسب با روزگار نو پیدا کنند. وی به همراه سعید محسن و علی‌اصغر بدیع‌زادگان از محضر مهندس بازرگان، آیت‌الله طالقانی و دکتر سحابی نخستین درسهای اسلامِ سازگار با عصر نو و پاسخگو به مسائل نو را آموختند. حنیف نژاد و یارانش قرائتی تازه از اسلام عرضه کردند که متفاوت از قرائت حوزه‌های علمیه بود. شهید صابر در بازخوانی فرازهای تاریخ مبارزاتی معاصر ایران به نقش جنبش چریکی و سازمان مجاهدین بنیانگذار در شکستن فضای خفقان رژیم استبدادی شاه اشاره کرده است… 

خرمشهر؛ توسعه و ربع قرن… …؟ !

هدی صابر ـ ادای دین ملی به خرمشهر به هیچ روی در سطح برگزاری مراسم احساسی سالی یک بار در سوم خرداد نیست، شهر سامان از کف داده، بس فراتر از ارج گذاری‌های حسی و لفظی سالانه نیاز به احیاء و بازیافت جایگاه در خور خویش در اقتصاد ملی دارد. به طور قطع این احیاء با روندها و رویه‌های بیست و پنج سال گذشته امکان‌پذیر نیست و نیازمند نگاه راهبردی، مطالعه آمایشی، طراحی‌های کارشناسی و مدیریت مالی و اجرایی کارآمد است.

گرد آمدن دوستداران هدی صابر در سالروز تولد وی

امروز ۲۴ اسفند ماه مراسم سالروز تولد هدی صابر با حضور تعدادی از دوستان و بستگان  در کنار مزار وی بر گزار شد. در فرصتی کوتاه یادی از او و نگاهش به تولد مرور شد. نگاهی که ایده، محور اصلی ان است: کل یوم هو فی شان، او هر روز در کاری است. 

ایده های سر ریز ، منشا هر روز در کاربودن اوست.انسان که ایفاگر او در مداری کوچک تر و نیز محدود است. بر همین قاعده قابل تحلیل است. مصدق دغدغه دار در حد فاصل مرداد ۳۱ تا مرداد ۳۲ با استفاده از قانون اختیارات نخست وزیر ، یکصدو هفده لایحه در مسیر بهبود وضع مردمان و سامان ایران به ثبت رساند و به مورد اجرا نهاد، هر سه روز یک لایحه! 

دغدغه ، تقاضا و تحرک در پشته خود مخزنی از ایده ، تدبیر، سازماندهی و توان حل مسئله و پیشبرد را همراه خواهد داشت.انبار دار بی پایان أیده، هم اوست. 

روایت خواهر هدی صابر از آخرین دیدارش با برادر

روزنامه شرق این روزها که بحث اعتصاب غذا از سوی نمایندگان مجلس و شورای اسلامی مطرح شده است، به سراغ فیروزه صابر رفته‌ و درباره هدی صابر و روند درگذشت او پرسیده‌ است که در زیر می‌خوانید: ـ ‌شما در جریان اعتصاب غذای ایشان بودید؟ قبل از اعلام اعتصاب، نامه‌ای به ما نوشته بود و دلایل و چگونگی اعتصاب غذایش را عنوان کرده بود. فردِ مسلمانی بود که نمی‌خواست از راه اعتصاب غذا جان بدهد؛ می‌خواست به روشی مسالمت‌آمیز، اعتراضش را به مرگ هاله سحابی نشان دهد. برایمان توضیح داد اگر به خاطر اعتصاب غذا حالش بد شود، اعتصاب را خواهد شکست؛ اما تا زمان مرگ، همچنان در اعتصاب غذا به سر می‌برد.

هدی صابر به روایت لطف الله میثمی

…. هدی صابر خیلی زیاد دغدغه مستضعفین را داشت به‌طوری‌که در بلوچستان یک پروژه‌ای داشت که مردم فقیر را جمع می‌کرد و به آنها در زمینه‌های مختلف آموزش می‌داد و حتی این کارهای او توانست توجه امام جمعه وقت بلوچستان را به خود جلب کند. اما این دغدغه‌اش آنقدر همیشگی و بزرگ بود که خواهرش یعنی فیروزه صابر، اکنون در حال ادامه برای اتمام این پروژه است. پروژه‌های دیگری هم داشتند مثل زاهدان که البته قبل از فوت‌شان توانستند آنها را به سرانجام برسانند. این روحیه عملگرا بودن هدی صابر واقعا قابل تحسین بود چراکه اغلب بحث‌هایی مطرح می‌شد مبنی بر اینکه چرا عده‌ای فقط شعار می‌دهند و پای عمل که می‌رسد، کارها را به دیگران واگذار می‌کنند؟ این رفتار هم همیشه مورد نقد شخص هدی صابر بود و از این مساله پرهیز داشت. ازاین‌رو همیشه خودش برای انجام کارها و رفع دغدغه‌هایش در هر حوزه‌ای که بود چه تاریخ و چه کمک به مستضعفان؛ آستین‌هایش را بالا می‌زد و وارد میدان می‌شد….

هشت فراز، هزار نیاز (۷): فراز پنجم: جنبش ۴۲-۳۹

دفتر دیگری از مجموعه مباحث تاریخ معاصر ایران شهید صابر (هشت فراز، هزار نیاز) مقارن با پنجمین سالگرد شهید صابر منتشر شد. این دفتر که به فراز مبارزاتی ۴۲-۳۹ اختصاص دارد حاوی نشست‌های چهل و دوم تا چهل و هشتم مباحث «هشت فراز، هزار نیاز» است. در نشست نخستین این مجموعه زنده‌یاد مهندس عزت‌الله سحابی و مهندس لطف‌الله میثمی سخنرانی کرده‌اند. شش نشست بعدی نیز به تحلیل هدی صابر از این فراز مبارزاتی ذیل محورهای بیست‌گانه‌ی مباحث هشت فراز اختصاص دارد. لازم به ذکر است که مجموعه نشست‌های هشت فراز، هزار نیاز، مشتمل بر مباحث تاریخ شهید صابر است. این مباحث در قالب ۷۵ نشست منظم در طی دی‌ماه ۱۳۸۵ تا آبان ۱۳۸۷ در حسینیه‌ی ارشاد برگزار شد. 

راز شهادت

امیرخسرو دلیرثانی ـ موضوع اعتصاب غذای اعتراضی شهید صابر در اعتراض به شهادت مظلومانه هاله سحابی، و به شهادت رسیدن هدی در نتیجه این اعتصاب همواره محور و کانون توجه همه دوستداران و علاقمندان ایشان و افکار عمومی بوده است. این مسئله ضمن جاوید ساختن این حرکت اعتراضی و حق‌طلبانه و تأکید بر مظلومیت هاله و ظلمی که بر سحابی و خانواده‌اش رفته است، همواره تمرکز و توجه عموم را به این موضوع جلب کرده که اعتصاب غذا عامل اصلی شهادت هدی بوده است.

اسکرول به بالا