رابطه ما با هدی صابر چیست؟
احمد فشخورانی ـ صاحب این قلم در پی آن نیست که از قهرمانیها و پهلوانیها و بزرگ منشیها و بزرگیهای مرحوم صابر بنویسد.و “حماسه هدی” را بر کاغذ پیاده کند. چه آنکه این کار مستلزم آشنایی نزدیک با آن مرحوم و دیدن این بزرگ منشیها و رشادتهاست. پس چنین نوشتاری لزوما بر عهده دوستان و نزدیکان هدی است. هدی صابر اما ردپایی از خود بر صفحه تاریخ این سرزمین گذاشته است و به اعتبار این ردپا میتوان علیرغم عدم آشنایی نزدیک با وی در مورد او سخن گفت. درست همانگونه که علیرغم عدم آشنایی نزدیک با افلاطون یا پروتاگوراس در مورد آنان سخن میگوییم. در این سیاهه سخن بر سر بررسی رابطه ما با هدی صابر است. و ناگفته پیداست که برای پاسخ به چنین پرسشی باید ابتدا منظور از “ما” مشخص شود. سپس بدانیم هدی صابر در کجا ایستاده است. و آنگاه بتوانیم به بررسی رابطه میان “ما” و “هدی صابر” بپردازیم.


محمد کریمی ـ
شهاب اکوانیان ـ نیمروز گرم خردادی اهواز بود. هواخوری بین دو قسمت کارگاه تاریخ را در حیات خانه آقای لدونی سیگاری میگیراندیم و گپ میزدیم. هواخوری برای صابر اما بدون قدم زدن هواخوری نبود. با همان قامت کوتاه اما ورزیده و چابک، نگاه محزون اما هوشیار و امیدوار، گاه به همراه کسی و گاهی تنها از خانه بیرون میرفت و بعد هم سر ساعت مقرر برمیگشت. نظم و تعهد و تلاش بی وقفه، در کنار رنجی عمیق و همیشگی ویژگیهایی بودند که در همان دیدار اول و دوم در او تشخیص میدادی. رنجی که به همان میزان که وجودی بود، حاصل تجربهی زیستهی انسانی بود به معنای واقعی سیاسی. رنجی که انگار محرک اصلیاش بود. گاه غمگینش میکرد و ساعتی بعد به شورش وامی داشت، و همواره تصویری “نا امروزی” از او به دست میداد با قابلیت جاذبه و دافعه توامان!
ایوب رضایی ـ همیشه اولین دیدارها بیاد ماندنی و خاطره سازند و یا حتی انسان ساز، خرداد ۱۳۷۸ بود اولین بار که هدی صابر را دیدم نوجوانی بودم پر شر و شور که آرمانش پیروی از راه پدر (که همان تفکر ملی مذهبی و عشق به مصدق ) بود، از مدرسه برگشته بودم که پدر صدایم کرد و چند نفر را بهم معرفی کرد که از طرف ایران فردا آمده اند ! برخورد بسیار گرم و صمیمی هدی صابر آنچنان در ذهنم مانده است که گویی همین الان است.
الهه تنکابنی ـ اگر از بسیاری امروز بپرسی که «انقلابیگری» یعنی چه اگر نگویند بیکله گی حداقل خواهند گفت بیپروایی. بیگدار به آب زدن و ناگهانی تصمیم گرفتن چنان با لفظ «انقلابیگری» عجین شده است که گویی هرگاه فاصلهای بین ذهن تا عمل نباشد، آن عمل انقلابی است. منتفعان از انقلاب از هر جناح سعی دارند که جهت «انقلابیگری» ها را به سمت و سوی موافق خود بکشند و مال باختگان انقلاب هم سعی دارند از آن مدرکی برای تبیین اشتباهات انقلاب بسازند. اما در این میان بر سر نفس «انقلابیگری» و تقارب آن با عمل ناگهانی توافقی هست. این تقریب معانی در ذهنهای افراد مختلف جامعه بیسبب نیست و نشان از روندی دارد که در خوانش ما از انقلاب صورت گرفته است.




مراسم ششمین سالگرد پرواز هدی صابر امروز ۱۹ خرداد ماه در کنار مزارش با حضور اشنایان و دوستان برگزار شد. در این مراسم ابتدا به یاد قربانیان ترور اخیر در تهران و به یاد مهندس سحابی ، هاله، سهراب، ستار و هدی فاتحه ای دسته جمعی قرائت شد. سپس اقای دکتر جلال یوسفی ، از همراهان و شاگردان هدی سخنانی کوتاه با عنوان ” او نقطه أتکا ، ما غیر تاکتیکی ، غیر مناسبتی” بیان کرد. او به چهار متن مورد تاکید هدی یعنی : هستی، تاریخ، إنسان و کتاب اخر اشاره کرد و مطرح کرد که به تعبیر هدی ما بین دو مبنا قرار داریم : خود و او. 

امروز ۲۴ اسفند ماه مراسم سالروز تولد هدی صابر با حضور تعدادی از دوستان و بستگان در کنار مزار وی بر گزار شد. در فرصتی کوتاه یادی از او و نگاهش به تولد مرور شد. نگاهی که ایده، محور اصلی ان است: کل یوم هو فی شان، او هر روز در کاری است.
روزنامه شرق این روزها که بحث اعتصاب غذا از سوی نمایندگان مجلس و شورای اسلامی مطرح شده است، به سراغ فیروزه صابر رفته و درباره هدی صابر و روند درگذشت او پرسیده است که در زیر میخوانید: ـ شما در جریان اعتصاب غذای ایشان بودید؟ قبل از اعلام اعتصاب، نامهای به ما نوشته بود و دلایل و چگونگی اعتصاب غذایش را عنوان کرده بود. فردِ مسلمانی بود که نمیخواست از راه اعتصاب غذا جان بدهد؛ میخواست به روشی مسالمتآمیز، اعتراضش را به مرگ هاله سحابی نشان دهد. برایمان توضیح داد اگر به خاطر اعتصاب غذا حالش بد شود، اعتصاب را خواهد شکست؛ اما تا زمان مرگ، همچنان در اعتصاب غذا به سر میبرد.
…. هدی صابر خیلی زیاد دغدغه مستضعفین را داشت بهطوریکه در بلوچستان یک پروژهای داشت که مردم فقیر را جمع میکرد و به آنها در زمینههای مختلف آموزش میداد و حتی این کارهای او توانست توجه امام جمعه وقت بلوچستان را به خود جلب کند. اما این دغدغهاش آنقدر همیشگی و بزرگ بود که خواهرش یعنی فیروزه صابر، اکنون در حال ادامه برای اتمام این پروژه است. پروژههای دیگری هم داشتند مثل زاهدان که البته قبل از فوتشان توانستند آنها را به سرانجام برسانند. این روحیه عملگرا بودن هدی صابر واقعا قابل تحسین بود چراکه اغلب بحثهایی مطرح میشد مبنی بر اینکه چرا عدهای فقط شعار میدهند و پای عمل که میرسد، کارها را به دیگران واگذار میکنند؟ این رفتار هم همیشه مورد نقد شخص هدی صابر بود و از این مساله پرهیز داشت. ازاینرو همیشه خودش برای انجام کارها و رفع دغدغههایش در هر حوزهای که بود چه تاریخ و چه کمک به مستضعفان؛ آستینهایش را بالا میزد و وارد میدان میشد….
امیرخسرو دلیرثانی ـ موضوع اعتصاب غذای اعتراضی شهید صابر در اعتراض به شهادت مظلومانه هاله سحابی، و به شهادت رسیدن هدی در نتیجه این اعتصاب همواره محور و کانون توجه همه دوستداران و علاقمندان ایشان و افکار عمومی بوده است. این مسئله ضمن جاوید ساختن این حرکت اعتراضی و حقطلبانه و تأکید بر مظلومیت هاله و ظلمی که بر سحابی و خانوادهاش رفته است، همواره تمرکز و توجه عموم را به این موضوع جلب کرده که اعتصاب غذا عامل اصلی شهادت هدی بوده است.