شاه حسینی: هدی صابر عاشق بود
مراسم رونمایی از مستند «مصدق از نگاهی دیگر؛ دریچهای بر منش، روش و بینش» ساختهی شهید هدی صابر بعدازظهر روز سهشنبه ۲ تیرماه در جمع محدودی از علاقمندان برگزار شد. رونمایی از این مستند که قرار بود مقارن با سالروز خلع ید در دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی به همراه سخنرانی آقایان فرشاد مومنی، محمد ستاریفر و لطفالله میثمی صورت گیرد، به سبب لغو برنامه بر اثر فشارهای بیرونی، صورت نگرفته بود. اکنون ضمن انتشار این مستند در پایگاه هدی صابر «در فیروزهای»، مراسمی با حضور شماری از شخصیتهای سیاسی و فرهنگی برای نمایش این مستند برگزار شد و حسین شاه حسینی و لطفالله میثمی به ایراد سخنرانی پرداختند.



آیا ایرانیان بهصورت تاریخی مشارکتگریز بودهاند و اهل کار جمعی نبودهاند؟ با فرض وجود شواهدی در تأیید این پرسش، علل تاریخی و اجتماعی مشارکتگریزی ایرانیان و راهکار برونرفت از این وضعیت چیست؟ این پرسشهای کلیدی در گفتوگوی زندهیاد هدی صابر با دکتر پرویز پیران، جامعهشناس و استاد دانشگاه، در چارچوب پژوهش «گذری بر پیشینه و موقعیت نهادهای خدمترسان در عرصه حمایتی»، مورد بحث و بررسی قرار گرفتهاند. پیران وفق یافتههای پژوهشی خود بر این باور است که فرد ایرانی در عرصههای غیررسمی، مذهبی، خانوادگی و عشیرهای «مشارکتجو» و «دیگرخواه» است، اما در عرصههای مدنی، رسمی، مشاع عمومی و شهری، «غیرمشارکتجو» و «خودخواه» است. وی در توضیح عوامل شکلگیری زمینههای تاریخی غیرمشارکتی در ایران، در سطح کلان به استبداد ایرانی اشاره میکند.
در پژوهش «گذری بر پیشینه و موقعیت نهادهای خدمترسان در عرصه حمایتی» که با مدیریت زندهیاد هدی صابر انجامگرفته، ظرفیتها و سازوکارهای بومی نهادهای حمایتی در ایران مورد بررسی قرار گرفتهاند. مصاحبه پیش رو از مجموعه این طرح پژوهشی است که در سال ۱۳۸۴ انجام گرفته است. گرچه بسیاری از اعداد و آمارهای ارائهشده در این مصاحبه مربوط به آن سال بوده و اکنون تازگی ندارد، اما اولاً بیانگر یک فکت در گذشته نزدیکدست (حدود دوازده سال پیش) ایران است و ثانیاً مصاحبه بیانگر روندها و سازوکارهایی است که همچنان معتبر بوده و گذر زمان دهساله تأثیر چندانی بر آنها ندارد.
مقارن با سالروز شهادت هدی صابر، تعدادی از تشکلهای دانشجویی در کانالهای تلگرامی خود یاد و نام و اندیشه هدی صابر را گرامی داشتند. آنچه در ادامه میآید گزیدهای از برخی نوشتههای منتشرشده توسط دانشجویان است.
حسین سراجزاده ـ
مجتبی بدیعی ـ آشنایی من و هدی صابر از خردادماه ۵۹ شروع شد. انقلاب به اصطلاح فرهنگی، تعطیلی دانشگاهها را در خرداد ۵۹ رقم زد و من معمار ۲۶ ساله این فرصت نصیبم شد که مدیرگروه سیاسی سیمای جمهوری اسلامی ایران شوم. قبل از من محسن سازگارا این مسئولیت را بر عهده داشت. در آن مقطع به دلیل جوانی من و کودکی انقلاب و نبودن هیچ اثر و نشانی از نحوه مدیریت سازگارا، باید گروه را خودم میساختم. بخشی از نیروها را از دوستان دانشکده معماری دانشگاه شهید بهشتی تأمین کردم و بخشی دیگر را از دوستانی که در آن مقطع یا خط امامی بودند و یا دوستان نزدیک به جنبش مسلمانان مبارز(امتیها).
محترم رحمانی ـ یادآوری از کسانی که بینش،روش و منش را توأمان زیسته اند و نیز ما را بدان فراخواندهاند یک فرصت دست نیافتنی است و کوچ صابر چنین فرصتی را فراهم آورده است تا با شور و لذت تمام بتوان واژگان بینش، روش و منش را در این عصر و نسل در کسی آدرس داد. صابری که درس میداد تا خدا را در زیست من،تو و خودش بکاود و حضورش را بیابد که این خدا کجاست؟ تاریخ میگفت تا فرازها را بشکافد و راهی بیابد که این راه چیست؟ شعر میسرود تا احساس زنده بماند که این حس چیست؟ و بر منشهای استوار میایستاد تا درس انسانیت گم نشود که این انسانیت…..؟
مسعود پدرام ـ میگفتند اندیشه و عملش از زمانه عقبتر است و همچنان سیاست را با مبارزهای تشکیلاتی تعریف میکند و بر همان اساس عمل میکند، حال آنکه زمانه تغییر کرده است. بله میشود گفت زمانهاش به سر آمده بود، اما از پای نمینشست، مرام و دوستی و بخشش و فداکاری و وفای به عهد هرکدام خسته و زخمی، غریبانه به وادی احتضار میخزیدند. اما او از پای نمینشست و با حسی مادرانه همه را درآغوش نگاه میداشد. کلافه بود. حتا با نزدیکترین یاران هم به آسانی نمیتوانست همعهد و همقسم شود.
امیرخسرو دلیرثانی ـ
علی ملیحی ـ
جواد رحیم پورـ ششمین برگ از دفتر یادمان عنصر فعال هستی، هدی صابر معلم پروژه دار را در زمانهای میگشاییم که عقلانیت و رادیکالیسیم به شدت درکنش سیاسی واژگانی باژگونه مینماید ونوعی همراهی سیاسی بدون پرسش وشرط در سپهر سیاسی ایران جا خوش کرده است. هدی صابر در نامه دفاع از اعتصاب خود به خانواده اش در مورخ ۱۲/۳/۱۳۹۰ مینویسد: «قصد قهرمانی و درگیری ندارم، اعتصاب فقط یک اعتراض است. حالم بسیار خوب است، نگران من نباشید. چپروی نمیکنم.»
مواجهه با هدی صابر، میتواند از جنبههای مختلف صورت گیرد، به شیوهی خودش این وجوه میتوانند منش، روش و بینش باشند. هرچند این وجوه دارای اشتراکاتی هستند ولی در این نوشتار قصد برآن است که هدی از دریچه بینش نگریسته شود. بینش کلی در اندیشههای هدی را میتوان در آموزشهای اصلی او جستجو کرد. آموزشهای «باب بگشا» و «هشت فراز،هزار نیاز». میتوان گفت مجموعه باب بگشا پسزمینه منشی هدی را شکل میدهد و جمعبندی او از هشت فراز تاریخ معاصر به تبیین روشهای عملی و میدانی او کمک کرده است. البته این دستهبندی بیشتر یک تقریب توضیحی است، چنانکه میدانیم عمل هر شخص متأثر از همه داشتهها و اندیشههای اوست.
حسین نورانی نژاد ـ وقتی آقا هدی را به بند ۳۵۰ آوردند جزو کسانی بودم که خیلی زود با هم دمخور شدیم. آخر از قبل در برخى کلاسها و جلساتش در بیرون زندان شرکت کرده بودم و همدیگر را مى شناختیم. نوبت شهردارى اتاق و آشپزى ما با هم بود و مجال براى گفتگو بسیار. موضوع اغلب بحثها هم روشن بود؛ “جنبش سبز” که آقا هدی نگاهى انتقادى به آن داشت. او معتقد بود که جنبش سبز خصلتى تین ایجرى و غیر جدی دارد. آقا هدى را قریب به اتفاق زندانىها دوست داشتند.
جلال یوسفی ـ پذیرش خدا بدون تلاش برای فهم و تبیین رابطه انسان با او، او را به موجودی صرفا ذهنی تبدیل میکند که تاثیرش همواره در هالهای از ابهام و تاریکی است. انسانها به هنگام پذیرش هر مفهوم متافیزکی و یا هر مفهوم غیر محسوس و غیر مادی سعی در توجیه چرایی و تاثیر آن در زندگی خود دارند که خدا نیز از آن مستثنی نیست. البته از دیدگاه ادیان ابراهیمی پذیرش خدا امری فطری و همگانی است که برای شکوفایی و تکامل نیازمند آموزش است. علیرغم چنین گزاره عامی، هنگامی که به تاریخ این ادیان نگاه شود سراسر با یک تکثر روبرو هستیم. در این نوشتار میخواهیم به بیان مولف باب بگشا مرحوم شهید صابر در مورد رابطه انسان با خدا بپردازیم. و در پی آن با تبیین ارائه شده از جانب وی، مناجات حضرت علی(ع) در کوفه را مورد مطالعه قرار دهیم.
الهام شهسوارزاده ـ
ابوطالب آدینه وند ـ در یکی از سلسله درس گفتارهای “باب بگشا” هدی صابر , یکی از حاضران در کلاس پرسید که با توجه به تبیین کهن الگوهایی چون ابراهیم و موسی و نیز ایده ال تایپهای نزدیک دست تاریخی چون محمد مصدق و محمد حنیف نژاد ؛ متوسطها و کوچکها جایی در تبیین او در نقش آفرینی در هستی ندارد و ممکن است مخاطبان او به دلیل دسترس ناپذیر بودن این غولها دچار خود کم بینی شود ؛ پاسخ هدی صابر در آن جلسه این بود که – گر چه در سخنان قبلی هدی صابر اینجانب به عنوان یک مخاطب دچار این تصور نشده بودم و تبیین سوژه گی در تلقی هدی توجه به صنوف و توانهای مختلف ایفای نقش تاریخی بود ….
مجتبی نجفی ـ پرسش اصلی این مقاله این است رادیکالیسم مورد نظر هدی صابر چه ویژگیهایی داشت؟ پرسش فرعی اینکه چه نقد عمدهای بر هدی صابر در رویکرد رادیکالش وارد است؟ فارغ از احترام به مردی که به تعبیر شریعتی تمام اسماعیلیات خود را فدای کشور و مردمش کرد این مقاله هم تبیین رویکردی است که هدی صابر در دهه آخر عمر خود با جدیت بیشتری دنبال کرد و هم تعیین نسبت نگارنده به عنوان یکی از دوستداران ایشان است. برای پاسخ به پرسش اصلی این مقاله باید یادآوری کرد که صابر به خصوص بعد از وقایعی که در سال ۸۲ رخ داد به چند گزاره مهم رسیده بود.
سیدحسین موسوی ـ