hsaber.webmaster

میر حسین موسوی، هدی صابر، دغدغه مستضعفین

”من فرزند کوچک انقلاب اسلامی به صحنه آمدم تا حامی مستعضعفین  باشم“ این سخنان میرحسین موسوی که به چرایی حضور خود در عرصه انتخابات ۸۸ می‌پرداخت پژواک آرمان‌های بر زمین مانده انقلاب بود که از دهه ۷۰ به بعد به فراموشی سپرده شد. حاکمیت برآمده از انقلاب که کم کم از آرمانهای انقلاب فاصله می‌گرفت، عدالت اجتماعی به عنوان یک مطالبه عمومی را نیز به فراموشی سپرد تا مستضعفین روزگاری وارثان انقلاب نامیده می‌شدند به اقشاری بدل شوند که ناچار باید زیر چرخ‌های توسعه کشور له شوند تا کشور در مسیر توسعه و پیشرفت قرار گیرد.

با بهار آمدی و با بهار رفتی

به نام یگانه حقیقت هستی

با بهار آمدی و با بهار رفتی       اول بهار آمدی و آخر بهار رفتی

و خصلت بهاری بودن را در طول زندگی کوتاهت حفظ کردی

پرشور و نشاط                  اهل کار                   امیدوار

بشارت‌دهنده‌ی زندگی، نو، تازه و … سبز

بهار یعنی شکوفا کننده‌ی استعدادها و تو یک شکوفا کننده بودی

شریعتی و صابر : دو روشنفکر در یک مسیر

هدی صابر را کم و بیش می‌شناسیم. می‌گویم ”کم و بیش“، چون شخصیت، بینش، روش و منش او فراتر از آن بود که با خواندن چند مقاله و مصاحبه در مورد او شناخته شود. حتی بسیاری کسانی که با او زندگی کرده‌اند، شاگردش بوده‌اند و حتی در مراحل مختلف زندگی و فعالیت همراهش بوده‌اند نیز اعتراف کرده‌اند که هرگز شناخت کاملی از او نداشته‌اند. هدی صابر، شخصیت منحصر بفردی در تاریخ پس از انقلاب است. غرض، مجیزگویی و مدیحه‌سرایی نیست. تنها می‌خواهم بگویم جامعه ما شخصیتی را از دست داد که اگر بود، می‌توانست تغییرات فاحشی را در سپهر روشنفکری مذهبی ما رقم بزند.

من، شاگرد هدی صابر هستم

در حاشیه مباحث ”هشت فراز، هزار نیاز“ هدی صابر

 من متولد دهه شصت هستم. همان دهه‌ای که خاطرات و نوستالژی‌اش از پرفروش‌ترین کتاب‌های پیشخوان‌های مقابل دانشگاه تهران است. به ما خیلی چیزها می‌گویند. مثلاً به ما می‌گویند نسل سوم. اما یک لقب عجیب هم پشت قواره‌مان انداخته‌اند: نسل سوخته! اینکه طبق چه معیاری اینقدر راحت چند میلیون دهه شصتی را یک برچسب می‌زنند و تمام؛ خود گواه سطحی‌نگری‌شان است ـ حتی اگر لقب‌دهنده‌ها، هم نسل ما باشند.

«امید» در سه نیروی مدار تغییر، ”سه هم پیمان عشق“

 به نام خدا، لوتی اول سر گذر هستی. سه هم پیمان عشق قصه پر غصه و پر ملاتی است از سر گذشت ”جوان اولان دوران“ و بینش،منش و روش در سه نیروی تغییر“محمد حنیف نژاد، سعید محسن و اصغر بدیع‌زادگان“ به رنج استادم هدی صابر که خود سر خط مشق منش و عشق و روش بود. صابر که خود خال بالای مرام پهلوانی را زده بود در این کتاب سعی بر آن داشت تا مدل یک زیست انقلابی، و انقلابی به معنای سر خم نکردن و رنگ  رخ نباختن ارزش‌های  والای انسانی به هنگام مشکلات در جلوی غاصبان و مزدوران زمان را به همگان نشان دهد. جدی بودن‌شان، بار پشت‌شان، پیگیر بودن‌شان ، عشق‌شان و در ورای همه امیدو میل به تغییر پیرامون‌شان که متفاوت است عیارشان از دوران‌شان.

ملزومات پیشبرد کامیاب یک طرح اجتماعی

فیروزه صابر  از تجربه هدی صابر در ”طرح توسعه مهارت‌های پایه در حاشیه‌نشین‌های زاهدان“ می‌گوید*

 به نام خدا و باسلام خدمت همه دوستان و به یاد آقای مهندس (سحابی)، هاله و هدی و همه کسانی که جایشان خالی است و به قول هدی، کسانی که خرداد را کیفی کردند. وقتی دوستان من را دعوت کردند تا در اینجا یادی از هدی داشته باشم، فکر کردم خوب است که وجه اجتماعی هدی مطرح شود. چون هدی چند وَجهه بود، وجه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی داشت و وجه اجتماعی‌اش در سال‌های آخر عمرش خیلی پررنگ شده بود. فکر کردم یکی از تجربه‌های خوبش را در چند سال اخیر به شما بگویم. طرحی که آموخته‌هایی مفید برای دیگران داشته است. هدی دو طرح را در سال ۸۷ شروع کرد. یکی از آنها ”طرح توسعه مهارت‌های پایه“ و دیگری ”طرح تشکیل گروه‌های کارآفرین و آموزش بانک‌پذیری در حاشیه‌نشین‌های زاهدان“ بود. کارفرمای این طرح سازمان عمران وزارت مسکن و خانه پژوهش نواندیش (یک شرکت خصوصی که در آن زمان هدی مدیرعامل آن بود) بودند. خود هدی هم مدیریت پروژه را به عهده داشت و زمانی که به زندان آخر رفته بود، طرح هم تقریباً تمام شده بود.

ملزومات پیشبرد کامیاب یک طرح اجتماعی

فیروزه صابر  از تجربه هدی صابر در ”طرح توسعه مهارت‌های پایه در حاشیه‌نشین‌های زاهدان“ می‌گوید*

 به نام خدا و باسلام خدمت همه دوستان و به یاد آقای مهندس (سحابی)، هاله و هدی و همه کسانی که جایشان خالی است و به قول هدی، کسانی که خرداد را کیفی کردند. وقتی دوستان من را دعوت کردند تا در اینجا یادی از هدی داشته باشم، فکر کردم خوب است که وجه اجتماعی هدی مطرح شود. چون هدی چند وَجهه بود، وجه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی داشت و وجه اجتماعی‌اش در سال‌های آخر عمرش خیلی پررنگ شده بود. فکر کردم یکی از تجربه‌های خوبش را در چند سال اخیر به شما بگویم. طرحی که آموخته‌هایی مفید برای دیگران داشته است.

هدی صابر،کارآفرینی در زاهدان و ”استراتژی کرم شب‌تابی“

سوار قطار زاهدان شدم بلیط نداشتم و در این ۵-۲۴ زمان سفر در رستوران قطار نشسته بودم، از لحظه‌ای که تصمیم سفر زاهدان گرفته شد، ذهنم درگیر صابر و مرور خاطرات با او شد. قطار مرا از میدان راه آهن به سیستان و بلوچستان می برد اما از همان لحظه ی آغازین حرکت خیالم به زاهدان رسید. درباره پروژه او مطالبی خوانده و شنیده بودم و این خواندن‌ها و شنیده‌ها مرا بر بال خیال می نشاند تا همت و تکاپوی استاد را تخیل و تصور کنم. مسیر بس طولانی امکان مطالعه را در رستوران قطار برایم مهیا می نمود البته پنجره نیز امکان توجه به چشم انداز ایران را.

هدی صابر،کارآفرینی در زاهدان و ”استراتژی کرم شب‌تابی“

سوار قطار زاهدان شدم بلیط نداشتم و در این ۵-۲۴ زمان سفر در رستوران قطار نشسته بودم، از لحظه‌ای که تصمیم سفر زاهدان گرفته شد، ذهنم درگیر صابر و مرور خاطرات با او شد. قطار مرا از میدان راه آهن به سیستان و بلوچستان می برد اما از همان لحظه ی آغازین حرکت خیالم به زاهدان رسید. درباره پروژه او مطالبی خوانده و شنیده بودم و این خواندن‌ها و شنیده‌ها مرا بر بال خیال می نشاند تا همت و تکاپوی استاد را تخیل و تصور کنم. مسیر بس طولانی امکان مطالعه را در رستوران قطار برایم مهیا می نمود البته پنجره نیز امکان توجه به چشم انداز ایران را.

مراسم سومین سالگرد شهادت هدی صابر برگزار شد

مراسم سومین سالگرد شهادت هدی صابر امروز امروز صبح، با حضور تعدادی از شاگردان و دوستان وی برگزار شد. در این مراسم که بدون اطلاع قبلی برگزار شد فیروزه صابر خواهر، دو تن از شاگردان وی و مهندس میثمی در مورد ابعاد فکری و شخصیتی هدی صابر سخنانی ایراد کردند. به گزارش شبکه های اجتماعی فیروزه صابر ضمن تشکر از حضور شرکت کنندگان بر ضرورت شناخت ابعاد منش و بینش و روش هدی، هاله و مهندس سحابی تاکید و از شاگردان هدی درخواست کرد به نحوی خلاصه به تشریح میراث او بپردازند. سپس، یکی از شاگردان هدی صابر به تشریح خط‌ مشی صابر زیر عنوان «استراتژی کرم شب‌تابی» (با الهام از تعبیر صمد بهرنگی که می‌خواست نه خورشیدی عالمتاب، بل چون کرم شب‌تابی مکانی ولو کوچک را روشن کند)، پرداخت و هدی را روشنفکر خودساخته‌ای که تحقق نیایش‌های دکتر شریعتی بود، خواند.

حدیث تلخ جدایی!

فریده جمشیدی ـ زیستن با مردان سخت کوش آسان نیست. و سخت‌تر آن است که در اوج دوران پختگی همسرت را از دست بدهی. دیگر بهتر یاد گرفته بودیم که چگونه با دنیای هم کنار بیاییم. و جدایی از هدی چه تلخ است. یادش به خیر قبل از ازدواج مان در سال ۱۳۵۸ه.ش با هم هر دو در انجمن اسلامی دانشگاه هم باور بودیم و در آنجا همدیگر را یافتیم. بسیاری این ازدواج را زود می‌دانستند. اما ما تصمیم گرفتیم که همسر شویم و شدیم. تو با نظم بی‌نظیر٬ زندگی را مثل همه کار های دیگر جدی ‌گرفتی. جدیت تو گاه خسته‌‌ام می‌کرد.

مرد جامعه مدنی؛ هدی صابر

کنشگری هدی معطوف به تصاحب قدرت سخت‌افزاری و تغییر ترکیب حکومت نبود. او توانمندسازی جامعه مدنی را برگزیده بود. تلاشی که در متن فشار دائم نهادهای امنیتی و قضایی پی گرفته می‌شد. احضارها و بازداشت‌های مکرر، مانع از تداوم آگاهی‌بخشی و تقویت شبکه‌های اجتماعی و همیابی دغدغه‌داران ایران توسط وی نبود. او صبور و بی‌صدا، راه خود را به جدیت تعقیب می‌کرد. رفتنی مستمر و گام زدنی مصمم و پیوسته که با نظمی کمیاب و آموختنی متحقق می‌شد.

دست‌نوشته‌های هدی صابر در هفته‌ی منتهی به شهادت

 آنچه در پی می‌آید دست‌نوشته‌های هدی صابر در نخستین روز بازگشت به زندان پس از مرخصی نوروزی (چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۰) و سپس دست‌نوشته‌های حدفاصل سه‌شنبه ۱۰ خرداد تا پنج‌شنبه ۱۹ خرداد است. دست‌نوشته‌های ده روز اخیر مشتمل بر جریان درگذشت مرحوم مهندس سحابی و شهادت هاله سحابی و متعاقب آن، اعتصاب غذای هدی صابر به همراه امیرخسرو دلیرثانی است. دست‌نوشته‌ها تا یک روز پیش از شهادت صابر ادامه یافته است و افزون بر شرح حال و بیان مسائل جاری و روزمره در بند، مشتمل بر سیر تصمیم برای اعتصاب غذا، تبیین هدف از انجام آن و حواشی و مسائلی است که پیرامون این امر رخ داده است. مطالعه‌ی این دست‌نوشته‌ها، می‌تواند تصویر روشنی از دلایل انجام اعتصاب غذا توسط هدی صابر ترسیم کند. در این نوشته‌ها، صابر مکرراً تصریح می‌کند که با انجام اعتصاب غذا نه در پی انجام عملی قهرمانانه است و نه اقدامی بدون محاسبه. در انجام این عمل، تعهد نسبت به جمع فراموش نشده، حتی تدبیر برای مسائل بند ۳۵۰ اندیشیده شده است. هدی صابر در پاسخ به درخواست برخی هم‌بندیان برای پیوستن به اعتصاب غذای آنان، تصریح می‌کند: ”۱-‌بند ظرفیت ندارد ۲-‌بند سیاسی نیست و شکاف می‌افتد. ۳-‌ما مستقل عمل می‌کنیم و قصد موج‌افشانی در بند نداریم و توصیه به اعتصاب یا اقدام مشابه هم نمی‌کنیم و عنوان کردم اگر خواستند اقدامی انجام دهند با درنظر گرفتن ظرفیت بند و آسیب ندیدن جمع کل باشد“. در دست‌نوشته‌ی آخرین روز هدی صابر تصریح می‌کند که قصد دارند ابتدای هفته‌ی بعد (شنبه ۲۱ خرداد) با پیام عمومی، پایان اعتصاب غذای خود را اعلام کنند….

یادنامه سومین سالگرد شهادت هدی صابر

در سالروز شهادت هدی صابر، یادنامه سومین سالگرد این پژوهشگر و فعال سیاسی منتشر شد. این یادنامه دربردارنده‌ی مصاحبه‌هایی با همسر و خواهر شهید صابر و یادداشتی از رضا علیجانی در کنار مطالبی پیرامون پروژه‌ی توامندسازی زاهدان، پروژه‌ی پژوهشی نهادهای عمومی خدمت‌رسان و یادداشت‌هایی با عناوین «امید در سه نیروی مدار تغییر، ”سه هم پیمان عشق“»، «شریعتی و صابر: دو روشنفکر در یک مسیر»، «من، شاگرد هدی صابر هستم»، «میر حسین موسوی، هدی صابر، دغدغه مستضعفین» و «هدی صابر و امروزِ جریان دانشجویی» و چند یادداشت و دل‌نوشته‌ی کوتاه دیگر است.

هشت فراز، هزار نیاز (۱۰)؛ فراز هشتم: اصلاحات

فراز اصلاحات، آخرین فراز بررسی شده در مجموعه مباحث شهید صابر با عنوان «هشت فراز هزار نیاز»، در مجموع سه نشست را در بر دارد و به لحاظ کمیت نشست‌ها، مختصرترین فراز می‌باشد. در نخستین نشست، مطابق معمول دیگر فرازها ابتدا مرحوم مهندس سحابی بحث آغازینی را پیرامون «اهمیت تاریخی دوره‌ی اصلاحات» مطرح می‌کنند و پس از ایشان دکتر هاشم آقاجری به طرح بحثی تحت عنوان «دوم خرداد به مثابه یک جنبش» پرداخته‌اند. مباحث شهید صابر که در دو نشست بعدی آمده در سه محور «شرایط‌شناسی»، «روایت فراز» و «فرجام فراز» طرح شده‌اند. تاریخ برگزاری این نشست‌ها، تیر و مرداد ۱۳۸۷ بوده است.

گفتگو با فیروزه صابر پیرامون اخلاق حرفه‌ای معلم شهید

سومین سالگرد شهادت هدی صابر، بار دیگری فرصتی شد برای گفتگو با خانم فیروزه صابر، خواهر و همکار این پژوهشگر و اندیشمند آزاده. در این گفتگو، خواهر معلم شهید در خصوص ویژگی‌های هدی صابر در عرصه‌ی کار و اخلاق حرفه‌ای و شغلی نکات قابل توجهی بیان کرده است. فیروزه صابر که دوره‌ای شش ساله در صدا و سیما و سال‌های متمادی در دهه‌ی پایانی حیات هدی صابر همکار وی بوده است، علاوه بر بیان سیر رویدادهای کاری هدی صابر، قواعد و سلوک شخصیتی این پژوهشگر برجسته را در حوزه‌ی حرفه‌ای به خوبی تشریح کرده است.  

گفتگو با همسر شهید صابر در سومین سالگرد عروج

در سومین سالروز عروج عارفانه‌ی شهید هدی صابر پای سخن همسر وی نشستیم تا وجوه دیگری از منش هدی صابر در زندگی و خانواده را بشناسیم. خانم فریده جمشیدی که طی تمامی سال‌های زندگی مشترک با صبوری، همراه و همدل هدی صابر بوده است، در این گفتگو پیرامون دیدگاه‌های هدی صابر در مسائل مربوط به حقوق زنان، مشارکت در کارهای منزل، سال‌های آغازین دوران دانشجویی و آشنایی و جزئیات دیگری از خصوصیات شخصیتی هدی صابر سخن گفته است.

آخرین روزهای پهلوان

 دست‌نوشته‌های هدی صابر در هفته‌ی منتهی به شهادت

 آنچه در پی می‌آید دست‌نوشته‌های هدی صابر در نخستین روز بازگشت به زندان پس از مرخصی نوروزی (چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۰) و سپس دست‌نوشته‌های حدفاصل سه‌شنبه ۱۰ خرداد تا پنج‌شنبه ۱۹ خرداد است. دست‌نوشته‌های ده روز اخیر مشتمل بر جریان درگذشت مرحوم مهندس سحابی و شهادت هاله سحابی و متعاقب آن، اعتصاب غذای هدی صابر به همراه امیرخسرو دلیرثانی است. دست‌نوشته‌ها تا یک روز پیش از شهادت صابر ادامه یافته است و افزون بر شرح حال و بیان مسائل جاری و روزمره در بند، مشتمل بر سیر تصمیم برای اعتصاب غذا، تبیین هدف از انجام آن و حواشی و مسائلی است که پیرامون این امر رخ داده است.

واپسین نامه شهید صابر به خانواده

در سومین سالروز شهادت هدی صابر، واپسین نامه نگاشته شده از جانب وی برای اعضای خانواده که تبیین دلایل اعتصاب، جهت گیری و استراتژی آن است. صابر در این نامه تصریح می کند که «قصد قهرمانی و درگیری ندارم، اعتصاب فقط یک اعتراض است. حالم بسیار خوب است، نگران من نباشید. چپ‌روی نمی‌کنم». متن کامل این نامه به همراه دست نوشته آن در ادامه می آید:

ایمان بیاوریم به حساسیت هدی بر ”منش“

رضا علیجانی ـ من امروزه قدر هدی صابر را ”بیشتر“ از گذشه می‌دانم و می‌فهمم! مدتی است که فکر می‌کنم ”رئال پلیتیک“ حاکم بر فضای سیاسی بسیاری از فعالان سیاسی، علیرغم بسیاری دستاوردهای سیاسی و حتی رفتاری مثبت، اما با خود برخی  ویروس‌های خطرناک با آثار بسیار مخرب را هم حمل می‌کند. یکی از منفی‌ترین آثار احتمالی ـ نه اجباری ـ این رویکرد سیاسی بی‌حسی اخلاقی است. در برخی نوشته‌های اخیرم این دغدغه را بر کاغذ آورده‌ام تا اضطراب ذهن و روح‌ام را با اشتراک گذاشتن و نوعی درد‌دل مجازی با هر گوش شنوا و دل آشنایی  که نسیم باد صبا این مکتوبات را به او می رساند، اندکی سبک کنم.

اسکرول به بالا