hsaber.webmaster

گفتگوی دوطرفه با خدا

سید حمید موسویان- آشنایی من با مرحوم صابر، از دور بوده و وقتی که متن‌های مرحوم صابر را نگاه می‌کردم یک حسرتی داشتم که چرا نتوانستم با ایشان ملاقاتی داشته باشم. با این حال یک نکته جالبی مرحوم صابر در بحث‌های باب‌بگشا مطرح کرده که برای من خیلی تامل بر انگیز بود. او معتقد است یک زمانی نسل‌هایی بودند که انگشت اشاره‌شان را وقتی بلند می‌کردند به یک جایی می‌توانستند اشاره کنند و به چیزی افتخار کنند؛ یعنی می‌توانستند کسی را به عنوان الگوی خودشان مطرح کنند و نشان دهند. ما نسلی بودیم که چنین افتخاری را داشتیم که امثال مرحوم هدی صابر، مرحوم آیت الله منتظری، مرحوم احمد قابل را دیدیم و این حسرت به دل ما نماند که این انگشت‌های اشاره بی ارجاع بماند. امیدوارم نسل بعد از ما هم وقتی بزرگ می‌شود با جامعه‌ای مواجه شود که بتواند به آن افتخار کند؛ نیروهای کارآمد، نیروهای قوی در جامعه ما چنان رشد کنند که بتوان به آنها افتخار کرد و طبیعتا خود آنها هم می‌توانند یکی از همان نیروهای افتخارآفرین باشند.

احیای نظام کارشناسیِ ملی و موانعِ پیشِ روی آن

سید حسین موسوی – بحران‌ها چون شعله‌های آتش به هر سو زبانه می‌کشند. کلیتِ ناکارآمد، عموم را به ستوه آورده و به غایت عصبانی ساخته است. بحرانِ معیشتی و گران کردنِ زنده ماندن، تأمین حداقل‌ها را دشوار ساخته و کرامت آدمیان را به مخاطره انداخته است. هر کسی چیزی می‌گوید. یکی گلایه می‌کند، دیگری ناسزا می‌دهد، آن یکی منزوی شده، دیگری ناامید است و … . موقعیت به غایت دشواری است به نحوی که هرگونه دعوتی به تأنی، تأمل و درنگ، با خشونت و طرد و تخاصم مواجه می‌شود. حوصله‌ها ته کشیده و چنین به نظر می‌رسد که همت عمومی برای افق‌گشایی آب رفته است. در موقعیتی که گفته می‌شود فردگرایی جامعه ایران را درنوردیده، اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی به پایین‌ترین حد خود رسیده و افق پیش رو اگر نگوییم به پوچی و ویرانیِ تمام‌عیار گرایش دارد، دست کم مبهم و مه‌آلود است.

تعادل در دنیای متلاطم

باوند صادقی – هدی صابر، به گواهی آثار بر جای مانده از ایشان، طیف قابل توجهی از خدمات اجتماعی را در طول حیات نسبتا کوتاهش در کارنامه داشته است. در سال‌های اخر حیات خود تا آنجا که از آثار و نتایج فعالیت‌هایش بر می‌آید؛ مددکاری اجتماعی، پژوهش در حوزه اقتصاد و توسعه ، همراهی و همکاری با تشکل‌های دانشجویی و فعالان آن، آموزش بحث‌های تاریخ معاصر ایران، تالیفات تاریخ ورزش و پهلوانی تا عصر مدرن ایران و مجموعه‌ای از خدمات دیگر همه بخش‌های گوناگونی از کار‌های ارزشمند هدی صابر بود. اگر چه تعدادی از این تلاش‌ها از جمله مجموعه‌ای از سخنرانی ها و تالیفات در دوران زندگی او، انعکاس بیشتری یافت و مواردی دیگر نظیر پروژه‌های توانمندسازی اجتماعی تا زمان درگذشتش، نسبتا ناشناخته ماند اما استمرار مجموعه این فعالیت‌ها و گستردگی آنها نشان‌دهنده این است که هدی صابر نمونه موفقی از همکاری با افراد گوناگون با دیدگاه‌ها و نظرات مختلف را از خویش نشان داد.

یادنامه یازدهمین سالگرد شهادت هدی صابر

در آستانۀ یازدهمین سالگرد شهادت هدی صابر،‌ یادنامه‌ای در پاسداشت و بازخوانی آراء و نظرات این فعال سیاسی-اجتماعی و روشنفکر مذهبی منتشر شد. در این یادنامه مقاله‌ای از سارا شریعتی، جامعه‌شناس و روشنفکر مذهبی با عنوان «هدی صابر، روشنفکر جمع‌ساز» به سنجش و تحلیل نقش هدی صابر به عنوان نمودی از ظهور تیپ جدید اجتماعی «فعالان مدنی با هدف آموزش و تشکل جامعه» و محدودیت‌ها و امکان‌های این نقش‌آفرینی منتشر شده است. «گفتگوی دوطرفه با خدا؛ تاملاتی پیرامون کتاب “باب بگشا”» عنوان مقاله‌ای از حجت‌الاسلام دکتر سید حمید موسویان، استاد دانشگاه و دین پژوه است که به بررسی مباحث قرآنی هدی صابر با عنوان «باب بگشا» پرداخته است.

از جامعۀ جنبشی به جامعۀ متشکل

کمال رضوی – طی سال‌های اخیر جامعۀ ایران آبستن اعتراضات، شورش‌ها و تحرکات اجتماعی-سیاسی چندگانه و دنباله‌داری بوده است. از اعتراضات دی ۱۳۹۶ تا برآشوبیدن[۱] فراگیرتر آبان ۱۳۹۸ و سپس اعتراضات آبی-زیست‌محیطی در سال ۱۴۰۰ در خوزستان و اصفهان و اخیراً تجمعات معلمان و بازنشستگان و اعتراضات مردم آبادان پس از فروریختن ساختمان متروپل نمودهای بارز این خط سیر اعتراضی در جامعه بوده‌اند که محتمل است با شوک‌درمانی و فشارهای ممتد اقتصادی در سال پیش رو به اشکال و صورت‌های دیگر بروز یابد. بحث و بررسی در مورد رویکرد و استراتژی نیروهای فکری-سیاسی در قبال اعتراضات و شورش‌های اجتماعی نیاز به تتبع و تامل مستقل دارد، اما در این نوشتۀ کوتاه هدف این است که با اتکای به مباحث تاریخ معاصر هدی صابر با عنوان «هشت فراز، هزار نیاز» به اجمال رویه و راهبردی برای مواجهه و نقادی این اعتراضات اجتماعی فراهم آورده شود.

راهبرد صلح‌طلبی؛ پرهیز از مبارزۀ مبتنی بر نفرت

رضا نامداری – در این نوشتار به سنت دیرین جوان اولان مبارز دهه‌های چهل و پنجاه در ایران که بر «یک مثقال عمل، یک خروار جمع‌بندی» تاکید داشتند و با بهره گرفتن از درس‌گفتارهای شادروان هدی صابر در حسینیه ارشاد، با عنوان «من رفیقم، رهگشایم، باب بگشا، نزد من آ…» تلاش خواهم کرد تا به تبیین نتایج انتخابات کنگره ایرانیان کانادا به عنوان بزرگترین سازمان مردم‌نهاد ایرانیان آمریکای شمالی بپردازم. هدی صابر در نامه‌ای که در تاریخ ۳۱ فروردین ماه ۱۳۸۶ به علی افشاری و در انتقاد از حضور او در صدای آمریکا (VOA) نوشته است، از دیدگاه خود نسبت به مسیر، روش و سازوکارهای بهبود وضع موجود می‌نویسد. صابر می‌نویسد: «مبارزه مبتنی بر نفرت، انسان را از مدار تعادل خارج میکند و در کشاکش آن، آرمان‌ها گم می‌شوند.» هدی صابر در این نامه با بررسی تاریخی جریان راست جهانی، از علی افشاری می‌خواهد در کنار راست جهانی که ارمغان صلح و آزادی در کارنامه ندارد، قرار نگیرد و به ایران که متعلق به همه ایرانیان است، بازگردد و با دیگرانی که تنها تکلم ایرانی دارند و با بیان و تحلیل، فرش قرمز برای ورود آمریکا به ایران پهن می‌کنند، ننشیند. 

یادنامه دهمین سالگرد پرواز سحابی‌ها و صابر

یادنامه دهمین سالگرد شهادت هدی صابر منتشر شد. در این یادنامه ضمن بررسی مشی و منش هدی صابر، گفت‌وگوهایی در مورد مدل روشنفکری هدی صابر و نقد فضای روشنفکری توسط این اندیشمند و فعال سیاسی ارائه شده است. این یادنامه که به مناسبت دهمین سالگرد درگذشت عزت‌الله سحابی و شهادت هاله سحابی و  هدی صابر به صورت مشترک منتشر شده، مقالات و مصاحبه‌هایی از اندیشمندان و فعالان فکری – سیاسی – اجتماعی منتشر شده است.

هدی صابر و مسئولیت‌پذیری فزاینده

روئین عطوفت – شهید هدی صابر فرد خاصی بود. خصوصیاتی داشت که شاید دیگران فاقد آن بودند البته این به معنای رجحان و برتری نبود. من به برخی خاطرات و نکاتی که به نظرم واجد اهمیت هستند، اشاره می‌کنم. شهید صابر بزرگوار بود و بزرگواری او موجب می‌شد که با برخی افراد برای انجام کارها، مشورت کند. ایشان هم نسبت به من لطف داشت و ما گاهی با هم صحبت می‌کردیم. یک روز آمده بود سمت انقلاب و به من گفت اگر فرصت داری با هم قدمی بزنیم. مطمئن بودم که پیش از آنکه نزد من بیاید، حتماً جای دیگری بوده و به انجام کار دیگری اشتغال داشته است. اینگونه نبود که مشغله نداشته باشد بلکه برنامه‌ریزی می‌کرد. در زندگی‌اش زمانِ خالی به آن معنا وجود نداشت.

بررسی مدل روشنفکری سحابی ـ صابر و آورده‌های آن برای ایران امروز

احسان شریعتی – در هدی صابر نوعی انسجام در ابعاد مختلف و نوعی وحدت چندساحتی را می‌یابیم که نزد بسیاری از روشنفکران وجود ندارد؛ یا به کار فرهنگی صرف اعم از محفلی و آکادمیستی گرایش می‌یابند و یا به سیاسی‌کاری و ژورنالیستی کشیده می‌شوند و خلاصه کمتر در ابعاد اجتماعی و در نسبت با جنبش‌ها و «سمن»های مردم‌نهاد گوناگون حضور دارند. می‌توان این‌گونه اذعان کرد که نمونه‌هایی چون هدی صابر استثناهای دوره‌ای هستند که قاعده آن نسبت به پیش تغییر کرده است. در دهۀ ۵۰ می‌بینیم که چگونه کادرهای چندجانبه مبارز معتقد و مجاهد چریک حضور دارند و نقش‌آفرینی می‌کنند؛ اما اکنون در دورانی هستیم که به‌ویژه در دهه‌های متأخر، قاعده تعهدزدایی، ایدئولوژی‌زدایی و وادادگی مبارزاتی است

هدی صابر: الگویی خاص از روشنفکر تام

سارا شریعتی – در نمونۀ صابر، علاوه بر افزودن سرمایۀ پهلوانی و مبارزاتی بر الگوی روشنفکری تام، ما با این خواستِ خودسازی و ارادۀ ساختِ انسانی هم‌طراز دعاوی خویش روبه‌رو هستیم. انسانی که می‌خواهد فراسوی قالب‌های موجود، الگوی جدیدی خلق کند، سقف ادعا را باز بلندتر کند، استانداردها را ارتقا بخشد و در زمینۀ تاریخی یک نوعِ آرمانی بسازد. در این جاست که از قالب‌های روشنفکری، پهلوانی و مبارزاتی نیز فراتر می‌رود و این احتمالاً همان مازادی است که شما از آن سخن می‌گویید.

ردپای منش

فیروزه صابر – هدی، در گذر از نوجوانی به جوانی، در بالنده سرودش، ممیزه‌هایی یافت که عشق بود و جهش، آموزش بود و جوشش و روش بود و منش. این همه را در حنیف‌نژاد یافت، در مصدق و در دوره ایفای وظیفه ملی که توانست به خواب دوران پایان دهد، نیز همین را یافت و به تصویرش کشید. هرچه را نقش منش بود، از زیست طالقانی و شریعتی و سحابی‌ها جورید و بیرون کشید. در معلمی که به او دل داد، در مربی زمین فوتبال، در دستان پاک پدر، در مهر بی‌غش مادر و در دوستان جوانمرد، چه همکلاسی، چه هم‌بازی فوتبال، چه همکار، چه همفکر سیاسی و فرهنگی و اجتماعی، چه آشنا و خویشاوند، عطر منش می‌بویید.

پهلوان مُرد، از بس که جان ندارد!

یاشار دارالشفاء- صابر حتما که عارف بود اما نه از آنان که در کُنج عافیتی در پی معبود بگردند و با دوری از خلق تهذیب نفس کنند. او مصداق این جمله بود که «دل با یار و سَر با کار»؛ و کارش چیزی نبود مگر مهندسی هدف: هندسه دادن به آن و به اعتبار روشن کردن مختصاتش، سوار کردن فیزیکی (سازماندهی) روی آن تا که طرحی نو بر پهنه‌ی روزگار درافکنده شود. ارزیابی سلوکِ شخصی او در جریان امر سیاسی، و چالش تکرارپذیری‌اش در زمینه و زمانه‌ای که ما هستیم، می‌تواند میراثی را مبتنی بر روش اندیشۀ استراتژی‌مدار صابر صورت‌بندی کند که به عوض مداوم شوکه شدن از خیزش‌ها و قیام‌های مردمی و سرکوب‌های حاکمیتی، ابتکار عمل را به‌دست گیریم و سوژۀ تغییر باشیم.

زیست-پروژه؛ امیدجوییِ تاریخی و گذر از انسانِ اندوهگین

سید حسین موسوی – وقتی پابه‌پای هدی صابر قدم برمی‌داریم، آرام‌آرام متوجه می‌شویم که یک حکومت «به‌تمامه» ستمگر نیست، مردم «به‌تمامه» ناامیدکننده و فردگرا نیستند، جامعه «به‌تمامه» یخ‌زده و فسرده نیست، محلات، «به‌تمامه» در خویش فرو نرفته‌اند، دستگاه‌ها «به‌تمامه» ناکارآمد نیستند … با صابر که قدم برمی‌داریم، آرام‌آرام متوجه خواهیم شد که حل مسائل اجتماعی ساده و سهل نیستند، ساختِ رابطه اجتماعی و هم‌یابی محلی، کار زمان‌بر و پیچیده‌ای است و مراوده با اقشار متنوع مردمی، فعالیتی است سترگ و البته جان‌افزا.

بازگشت روشنفکری به اردوی کار

فرهاد احمدی‌نیا – رهیافت انتقادی هدی صابر در مواجهه با نیروهای فکری، امروز بیش از پیش مبتلابه جامعۀ فکری است و در تحلیل‌های کلان‌نگرانه، احاله مسئولیت مداوم به حاکمیت، فرو نهادن رویکرد مولد و کنشگرانه ترمیمی، ناامیدی و بی‌انگیزگی و … بروز و ظهور می‌یابد. نتیجۀ قابل برداشت از این رویکرد صابر در موضوع مورد بحث این نوشته، لزوم بازسازی نقش روشنفکران در مواجهه با مسائل و بحران‌هایی نظیر فقر و نابرابری در ابعاد مختلف آن (فقر معیشتی، فقر آموزشی، فقر بهداشت و سلامت و …) است. 

سوگواره‌ای برای خرداد شرمگین

رضا زمانی – هدی صابر یک پدیده منحصربه‌فرد در تاریخ معاصر ماست. برای اثبات این موضوع فقط یک نمونه کتاب خارق‌العاده «فروپاشی» شهید صابر است. یک جوان در سال‌های آغازین دهه سوم زندگی، در زمانه‌ای که تندروی ارزش بود، آن‌چنان با دقت و عمیق به تحلیل وقایع و رویدادها می‌پردازد که پس از قریب به چهل سال تأخیر در انتشار تحقیقاتش، ارزش نگاه ساختارمند او به وقایع را درک می‌کنیم. ابعاد وجودی و فعالیت‌های عملی، پژوهشی، فرهنگی و رفتاری آقا هدی آن‌چنان گسترده است که پرداختن به هر جنبۀ آن، کم‌لطفی در حق بقیه جوانب است.

گرامیداشت نهمین سالگرد شهادت هدی صابر بر مزار وی

در نهمین سالگرد شهادت هدی صابر، هرچند به دلیل شرایط همه‌گیری کرونا امکان برپایی مراسم سالیانه فراهم نشد، مزار وی محل رجوع علاقمندان این اندیشمند و فعال اجتماعی بوده و گل‌آذین شد. یادش گرامی و راهش ماندگار و پویان باد. 

  • از ‌نسل لاله، همزاد سروم / در باورم بود، هر آنچه کردم
  • سرخی در آنگه، رنگ زمان بود / همراه خورشید، در آسمان بود
  • اما زمانه، زیر و زبر شد / رنگ حقیقت، رنگ دگر شد
  • آن رسم من بود، اکنون تو برپا / گل مانده با ما
  • بمان همین‌جا، بمان همین‌جا / بخوان همین‌جا، بخوان همین‌جا 

مراسم نهمین سالگرد شهادت هدی صابر برگزار شد

مراسم نهمین سالگرد شهادت هدی صابر عصر روز چهارشنبه به صورت مجازی برگزار شد. در این مراسم که به صورت لایو اینستاگرام اجرا شد،ابتدا فیروزه صابر (خواهر شهید صابر) نام و یاد شهدای خردادماه را گرامی داشت. سپس دکتر علیرضا رجایی ـ فعال ملی مذهبی ـ با موضوع «همگرایی و واگرایی نیروهای سیاسی در ایران»  به ایراد سخنرانی پرداخت. در ادامه یکی از قطعات شعر هدی صابر با عنوان «پر یادگار» و با مطلع «بالنده سروده مرا  در آستانۀ اوج به اسارت گرفتند» توسط فیروزه صابر قرائت شد. در بخش بعدی دکتر احسان شریعتی (پژوهشگر-مدرس فلسفه-علوم اجتماعی، و فعال مدنی) با موضوع «هدی صابر، نمونه‌ی کُنش‌گری چندساحتی (فرهنگی، اجتماعی، سیاسی)» به سخنرانی پرداخت. فیروزه صابر در مقدمه این مراسم چنین گفت:

یادنامه نهمین سالگرد شهادت هدی صابر

یادنامه نهمین سالگرد شهادت هدی صابر توسط سایت در فیروزه‌ای منتشر شد. در این یادنامه پرونده ویژه‌ای حول سخنرانی هدی صابر در سال ۸۸ با عنوان «وحدت نیروها و نیروهای اجتماعی» گنجانده شده است. در این پرونده گفت‌وگوهایی با حسین رفیعی، کیوان صمیمی، فیروزه صابر، علیرضا رجایی و سعید مدنی انجام گرفته است. مقالات و یادداشت‌هایی از جواد رحیم‌پور، ابوطالب آدینه‌وند، حسین موسوی و فرهاد احمدی‌نیا بخش‌های دیگر این یادنامه را تشکیل می‌دهند.

کنشگری رادیکال مدنی هدی صابر

مجتبی نجفی ـ چرا هدی صابر را میتوان کنشگر رادیکال مدنی و به تعبیری ” چریک مدنی”  نامید؟   هدی صابر منتقد رادیکال نظام سیاسی مستقر بود اما آلترناتیو انتقادهای او نه انفعال بود  و نه ناامیدی . پاسخ او به بحران ناکارآمدی و فساد افسارگسیخته و “غارت سیری ناپذیر نوکیسه های حاکمیتی” علاوه بر نقد صریح و رادیکال حاکمیت،  ” ساختن” بود که در آموزش و توانمند سازی تعریف میشد. او ساختن را علیه بحران عدم انگیزه می دانست. کنشگری رادیکال مدنی هدی صابر نه بر نگاه صدقه ای و ترحمی که بر آموزش و توانمند سازی استوار شده بود. او نه قصد تسکین که اراده درمان داشت. نگاه صدقه ای تمدید وضعیت موجود میکند نگاه رادیکال مدنی تغییر وضعیت موجود میکند.

هدی صابر، نمونه‌ی کُنش‌گری چندساحتی

احسان شریعتی –  بنام خداوند هستی و هم راستی. نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْیَهٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى. امروز سالیاد جوان‌مردِ رادمنش، معلمِ شهید هدی صابر را در شرایطی بزرگ می‌داریم که جامعه و بویژه نسلِ جوانِ ما، بیش از پیش نیازمندِ شناختِ «نمونه»هایی چون هاله سحابی‌ها و هدی صابرهایند. منظور از نمونه، همان اُسوه، الگو یا مُدل‌های تحقق‌یافته، عینی و انضمامیِ ارزش‌ها و ایده‌های انتزاعی است و نه «اسطوره»سازی مطلق از انسان‌های همواره جایزالخطا و دارای ضعف و نقدپذیر. برای نمونه، موضوعِ قصه‌ی «معلم، و حسن و محبوبه» به‌روایتِ دکتر شریعتی(چنان‌که داستان دختری «در باغ ابسرواتوار» و یا نامه‌نگاری به فرزند همچون نسل فردا)، با الهام از زندگی و سرنوشت دو تن از شاگردانش، سبک پرداختن به همین نمونه‌سازی انضمامی از ارزش‌ها بود و نه نوعی نمادپردازی اسطوره‌ای و خیالین از افراد واقعی و شخصیت‌های زمینی.

اسکرول به بالا