پرینت
بازدید: 1582

به نام خدا

شاخ شمشاد

 

از خزان جان و تن به سلامت بدر برده

به زمستان تمنّا و تمکین نکرده

به سیاهْ سرما باج و بَرج نداده، وقعی ننهاده

مرعوب مستانه زوزۀ طوفان نگردیده

در فصولِ خاکستری و سیه، سبزها را نماینده

بر سر قرارِ بهار، پرحوصله منتظر مانده

از ته ریشه، از بن ساقه، در دوران فاقه

به تحول، به تطّور به بزنگاه، یقین داشته

تو؛ برگ شمشاد از دیرباز رُسته

سَرْپُلِ بهارِ پارْ بانوبهارِ زِرَه رسیده

صبوریَت، خوش بهانه برای ظهور نوجوانه

برقراریَت مایه مباهات این گیاه و آن گیاه هر سوی باغچه

زین جدال نابرابرانه، حیثیتی، غیورانه

زین مصاف هویت یابانه، نه خسته نه خسته

در عمل با جَدَل، بی‌کلام، لب بسته

متین سروده که؛ ره حیات باز است نه نابسته

به این مشی و این مرامت، منم شوقناک و دلبسته

تهنیتت گویم، عید طبیعت ات نیز بر تو فرخنده

انتظار دارم از تو، در آستان بهار خجسته

تا بقایای سیه خاکسترِ مصاف، ز رو و رخ شسته

بر سر هفت سین سبز و سرخ و سرخابه

حاضر شوی همراه نوبرگ و نوجوانه شاخِ شمشادْ سرفرازانه

 

                                    ۵شنبه ۷ اسفند ۸۲

اوین 

مسیر جاری:   صفحه اصلی در خلوت خویشسروده‌ها
| + -
استفاده از مطالب سایت با ذکر ماخذ مجاز می‌باشد