در نگاه دیگران» شاخه:رخداد و روایت پرواز
پرینت
بازدید: 2204

حسین فرهادی 

منبع: صفحه فیس بوک Iranian Revolution‏ - ۲۷ تیرماه ۱۳۹۰

شهادت هدی صابر به قدری تکان دهنده و درس آموز است که تاریخ میهن محنت دیده و زخم خورده ی ما را ورق زد و نمادو سرمشق نسل جوان ایرانی شد . زندگی و مرگ این سه تن در خردادماه یعنی عزت مردم ایران عزت ا... سحابی و مادر صلح ایرانی دختر معصومش هاله و صابر وفادار به عشق ،شریعتی معلم عشق آزادی و عدالت را نیز به احترام واداشت و اینک می خواهیم از زبان او شرح حال صابر عزیز را بشنویم .

بدون اینکه قصد همانند سازی بین حسین و فاطمه و عباس داشته باشیم می خواهیم بگو ییم که مظلومیت سحابی تداعی کننده ی مظلومیت حسین بود که حتی سوگواری سنتی را نیز برای این مرد ایمان و اخلاص و گذشت بر نتابیدند و غریبانه او را در خاک کردند .و دخترش هاله که یادآور بی‌تابی و معصومیت فاطمه دختر پیغمبر بود که تاب دوری پدر را نداشت و در پی او و با او در آغوش پدر آرمید و غریبانه و جگرخراش چونان فاطمه شبانه دفن شد و هدی صابر که که عشقی چونان عباس داشت که عشق و وفاداری چنان او را بی‌تاب کرد که دوری و تشنگی معلم و آموزگارش را تاب نیاورد و در پی او روان شد و به آن دو عزیز پیوست .

شریعتی آن معلم همیشه شاهد روزگار ما و روزگار آن زمانه را طوری ترسیم کرده که گویی این سخنان پس از مرگ جوانمردانه و عاشقانه ی صابر گفته شده و برای ادای احترام به این سه شهید تازه در خاک خفته روایت شریعتی بزرگ را می آوریم تا یادی از عزت و انسانیت و آزادگی کرده باشیم .

شریعتی این گونه با ما سخن می گوید:(( سال شصت هجری است ، پنجاه سال از مرگ پیغمبر " آزادی و عدالت و مردم " گذشته است . عصری پیش آمده است که در آن همه ئچیز سقوط می کند ، همه ی ثمرات انقلاب تباه می شود و "یاس" تنها ایمان استوار خلق می گردد.

آری ، در روزگار سیاهی که اشرافیت جاهلی جان دوباره می گیرد ، و " زور جامه ی زیبای تقوی و تقدس می پوشد" و آرزوی " آزادی و برابری " که اسلام در دلها ی قربانیان زور و زر برانگیخته بود - فرو می ریزد و جاهلیت قومی میراث خوار "انقلاب انسانی" می شود و "کتاب راستی" بر سرنیزه‌های فریب بالا می رود و از حلقوم مناره‌های مساجد ، اذان شرک به گوش‌ها می رسد و گوساله ی زرین سامری بانگ توحید بر می دارد و برسنت ابراهیم ، نمرود تکیه می زند و قیصر ، عمامه ی پیامبر خدا برسر می نهد و جلاد ، شمشیر جهاد به دست می گیرد و ایمان داروی خواب و آلت کفر می گردد ، و رنج مجاهدان ، همه بر باد می رود و برای منافقان ، گنج بادآورده می آورد ، و جهاد ، قتل عام ، و زکات ، غارت عموم ، و نماز ، فریب عوام ، و توحید ، نقاب شرک ، و اسلام ، زنجیر تسلیم ، و سنت ، پایگاه حکومت ، و قرآن ، ابزار جهل ، و روایت ، آلت جعل ، و شلاق‌ها دوباره بر گرده‌ها فرود می آید و ملت‌ها دوباره به اسارت پیشین کشیده می شوند و آزادی باز به بند همیشگی گرفتار می شود و اندیشه به زندان دیرین خفقان و سکوت افکنده می شود ، و توده‌ها ، تسلیم و آزادگان، اسیر و روبهان ، گرمپوی و گرگان ، سیر و زبان‌ها ، یا فروخته به زر ، یا فرو بسته به زور ، و یا بریده به " تیغ" ! و اصحاب ، فضیلت هایی را که از دوره ی ایمان و جهاد کسب کرده بودند و در انقلاب ، بهایی گران یافته بودند ، ارزان فروخته اند و افتخارات گذشته را با ولایت شهری مبادله کرده اند و یا از خطر فتنه گریخته اند و بار سنگین مسئولیت از دوش افکنده اند ، و به زاویه ی امن عزلت و فراغت پاک ریاضت خزیده و سلامت و عافیت خویش را ، در ازای سکوت بر ظلم و رضای بر کفر ، آبرومندانه باز خریده اند و یا در صحرای ربذه و چمنزار عذرا نابود شده اند و اکنون ، دین و دنیا بر مراد کفر و جور می گردد ، و شمشیرها شکسته ، و حلقوم‌ها بریده و " دارها برچیده و خون‌ها شسته اند " و موج‌های انقلاب و فریادهای اعتراض و شعله‌های عصیان فرو مرده اند و همه جوش‌ها و خروش‌ها فرو نشسته اند و " بر مزار آباد شهیدان و قبرستان سرد و ساکت زندگان " شب سیاه هراس و خفقان سایه افکنده و بر ویرانه‌های ایمان و امید مسلمانان " وای جغدی هم نمی آید به گوش" " جاهلیت جدید " سیاه تر و وحشی تر و سنگین تر از جاهلیت قدیم ، و دشمن اکنون هوشیارتر و چیره تر و پخته تر از پیش ، و در میان مردم آگاه ، تجربه‌ها همه تلخ و ثمره ی همه ی قیام‌ها ، شکست و شهادت !

مسیر جاری:   صفحه اصلی در نگاه دیگرانرخداد و روایت پرواز
| + -
استفاده از مطالب سایت با ذکر ماخذ مجاز می‌باشد