پرینت
بازدید: 1522

فیروزه صابر

منبع: وب‌سایت جرس ـ ۲۴ اسفند ۱۳۹۰

هدای بس عزیز

هنگامه سالروز تولدت فرا رسید . تولدی که بهار را به همراه آورد. اما هرگز نمی دانستم که این زمستان سرد و سخت را با خاطره‌هایت خواهم بود. نمی دانستم در این زمستان طپش قلبت، گرمای نفست، کلام آهنگینت، احساس پر شورت و اشک شوق ات آن جهانی شده است.

در به ناحق رفتن هاله تاب نیاوردی و اعتراضی سخت در عین اسارت سر دادی . جان شیرینت را به پای شرف ملی جوانمردانه هدیه دادی.سه فصل از وداع با تو گذشت، اما هنوز که هنوز است قضای بی‌قوه و بی‌اختیاربی پاسخ است.هنوز یارانت در بندند. هنوز بس خانواده‌ها در این شبهای عید در انتظارند.آنها که بنفشه‌های پر گل و ماهی‌های پر شور اهدایی تو را همراه با سرزدن‌ها در همین ایام در یاد و خاطره دارند و هنوز نا اهلان سرزمینمان بند و حبس و نا امنی را به فراوانی می رسانند و تلخ تر آنکه جاده عبور از مرزهارا چنان صیقل می دهند و چنان شتابان دایره حضور ماندن را تنگ می کنند که هر روز و هر لحظه شاهد از دست دادن بسی سرمایه‌های ملی خود هستیم. اما روح شعله ورت و کلام آهنگینت امید مان می بخشد و نویدمان می دهد که می توان باب را با رفیق رهگشا گشود. پرسیدی:

خالق ما در دور دست هاست یا در دسترس است؟

طلسم رابطه با "او" بنوان شکست؟

با "او" به گفت و گو بتوان نشست؟

سپس بدان رسیدی که رفیق رهگشا پیامش به همین گویایی است:

تو از منی، خویشاوند منی نه رعیتمی و نه ابواب جمعی ام

احترام از سر ترست نخواهم

رابطه منغعلانه ات به ظلم کاسبکارانه ات، برنتابم

ندای طالبانه، قدم رفیقانه،خوانش صاف دلانه مستمرت را خواهانم

به سمت من آ، فرایم خوان

حساسم بر مسیرت، بر روش ات و بر فرجامت

به دغدغه ات، به تکاپوی درونت، به مسیر تحقق ایده ات، به وحدت، دعوتم کن

در روند تحقق ایده یاری ات رسانم، در سر خط کیفیت قرارت دهم.

برامکانات ات بیفزایم، مشاورت شوم

به مدار تغییر رهنمونت سازم، در کسب دستآورد تجهیزت کنم

من رفیقم، رهگشایم،باب بگشا نزد من آ

 

مسیر جاری:   صفحه اصلی در نگاه دیگرانخاطرات، حدیث‌نفس‌ها و دل‌نوشته‌ها
| + -
استفاده از مطالب سایت با ذکر ماخذ مجاز می‌باشد