پرینت
بازدید: 1368

جواد رحیم پور

منبع: وب‌سایت جرس ـ 22 خرداد 1390

 آسمان پرستاره خرداد، تولدی دیگر را به نظاره نشست. پیر سپید موی صداقت، سحابی راه روشنی است كه هاله اش، ستارگان صابر را هرچه بیشتر می‌درخشانند. به خرداد درود، هم به حنیف و جمع یاران درود.

چرخ گردون باز چرخید تا آنكه معلمی پرعزم وپرجزم كوله باری از ”منش“ را بر نسل استبداد زده ایران بریزد و در پاگرد تعیین تكلیف ها، سخن از گشودن باب عشق كند.

برای او پرسش ما كه هستیم پرسشی مهم در تعیین تكلیف انسان مسئول بود. میكفت از خود بپرسیم وبه خود بگویم ماكه هستیم پیش از انكه به دیگران بگوییم چه باشند .هویت جو بود و تلنگری بود كه هویت پاره پاره شده نسل نو را با دستانی پركار و مغزی فعال، همچون دانه های تسبیح به گرد هم می‌آورد.

صابر، صابر ،خود آموز منش بود. بارها به خاطر دارم در قبال انجام كاری به رسم ادب و عرف به او می‌گفتم لطف كردید. مردانه می‌غرید و می‌گفت لطف از آن خدا و صفت خداست. براستی آنكه برآستانه بارگاه عشق ایستاده بود، كوچك شمردن صفات رب را به هر دلیلی بر نمی تابید.

آنانكه صابر را دیده اند در منش پر عزم و چهره جدی او، بی شك عاطفه رقیق دوست داشتن، معلم بودن و راهنمای راه و میدان بودن را بخوبی لمس كرده اند.

صابر، درخت پر ثمری بود كه دستانی پر كار داشت و برای دفاع از حقوق اساسی مردم خود بیش از دیگران پا به میدان بود، در عرصه فكر، مغزی فعال داشت و روشمندانه به تحلیل حوزه های گوناگون می‌پرداخت. صابر دستی در تحلیل اقتصاد كلان ایران، تاریخ و اقتصاد سیاسی ایران و جهان، روش تحلیل سیاسی، روش تحلیل ومتدلوژی تحلیل تاریخ معاصر ایران، تاریخ پژوهی سنت پهلوانی ایران، قرآن پژوهی وكارافرینی دردوردست ترین نقاط محروم ایران ،سرزمین تشنه سیستان و بلوچستان. .. داشت.

 

مسیر جاری:   صفحه اصلی در نگاه دیگرانخاطرات، حدیث‌نفس‌ها و دل‌نوشته‌ها
| + -
استفاده از مطالب سایت با ذکر ماخذ مجاز می‌باشد