در نگاه دیگران» شاخه:بینش، روش و منش
پرینت
بازدید: 2304

منبع: یادنامه‌ی سالگشت پرواز شهید هدی صابر ـ 21 خرداد 1391

 

حسینیه ارشاد از بدو تاسیس تاکنون محل گردهمایی‌های زیادی بوده است ولی مهمترین آن کار فکری ونواندیشانه ی علی شریعتی بود که با استقبال بسیار زیاد تحصیل کردگان و مردم روبرو شد، بدین ترتیب حسینه ارشاد به تریبون روشنفکری مذهبی در ایران تبدیل شد، سسلسه سنخرانیهای شریعتی فوج فوج پای نسل نو تشنه نگرش جدید به مذهب را به حسینیه باز کرد وبا تاویلی نو بر بنیادهای دین به آنها هویت، معنا ومسولیت بخشید.

شریعتی از طریق کاری معلمی و تئوریک به نیازهای نسل جدید در پرتو ادبیات ومفاهیمی نو پاسخ گفت، سوالاتی که تلقی سنتی از دین توان مواجه با آنها را نداشت، شریعتی علاوه بر پاسخگویی به مسائل نسل نو به بسیاری از فقدانهای نظری جامعه ایران پرداخت، حجم انبوه فراورده‌های او وامواج اندیشه گی او جامعه ی ایران را یک گام به جلو برد وپروژه ی احیا فکری اقبال لاهوری را هم در ابعاد منطقه ای رشد وگسترش داد وبه تعبیری از حمید عنایت در کتاب اندیشه ی سیاسی اسلام معاصر به مشهورترین معلم اسلام نوگرا در میان مسلمانان تبدیل شد.

علی شریعتی به عنوان مشعلی رخشان  برای اندیشه ورزی جدید در ساحت معارف دینی راهی گشود، شریعتی فرهنگ ”‌تقدیرگرایی“‌، “‌اخروی نگری“‌، “‌شبه مدرنیزاسیون“‌ و “‌قدرت مسلط“‌ را به چالش کشید ومخاطبان جوینده ولی تشنه را هم در مواجه با دنیای جدید از خود کم بینی وانفعال در آورد وهم در بستری از فعالیتی آگاهی بخش به سمت ”‌پروژه ی رهایی بخشی اجتماع“‌ سوق داد.

هدی صابر نیز که چهره ای با وجه غالب پراتیک بود، در 6 سال انتهایی عمر پربار خویش  با مداقه و تامل در دوران زندان (84-82) به ضرورت استراتژی آگاهی بخشی رسید این جمع بندی صابر محصول حضوری چند دهه ای در متن تحولات اجتماعی وسیاسی بود.

شریعتی، صابر و حسینیه ارشاد

در تشخیص صابر از بحرانهای جامعه مسئله ی ”‌باور سیکل معیوب و دور تسلسل“‌ پررنگ بود، از این رو او نیز در حد توان خود به این بحران از دو منظر نظر افکند: خوانش تاریخ معاصر و رویکرد فعال به هستی وخدا.

آزادی صابر از زندان در سال 84 متصل با دوره عسرت، رکود ویاس شد، او بعد از انتخابات 84 پروژه ی فکری خود را آغاز کرد، رویکردی آفاقی (نظر به تاریخ ) و انفسی (تامل در خود و رابطه با هستی وخدا)، اولین گام او سخنرانیی در مراسم سالگرد مرحوم طالقانی با موضوع ”‌رفیق رهگشا“‌ بود و در آن مراسم تلقی روشنفکری از خدا را به چالش کشید  ومتن قرآن را متن راهنمای عمل ومتن مدار تغییر عنوان کرد، متنی که سرمستان بدان چنگ زده‌اند.

صابر حسینیه ارشاد- که به گفته خود او هم مظهر دینامیزم تاریخی حسین بود و هم مکان نی ونای شریعتی- را به عنوان تریبون طرح ایده‌های جدید وشرح پروژه اش برگزید واز سال 1385 تا مرداد  1389 به صورت فشرده به کلاسهایی را برای طرح دو جهی اش سامان داد، حسینیه ارشاد دوباره تداعی گر المانی کوچکتر از وضعیت پیشین شد و این بارصابر نیز با بی ادعایی مطلق دیدگاههایش را عرضه کرد.

ابتدا با نظر به تاریخ معاصر درس گفتارهای ”هشت فراز هزار نیاز“ را  ارائه کرد، او داشتن دید تاریخی را ضرورت دورانی می‌دانست، ومنطق نگاه نقطه ای به تاریخ را مردود می‌شمرد و خود با طرح ”انگاره‌ی نگرش روندی“ به تاریخ در پی سازواره ای پادزهری برای عبور از  باور دور تسلسل وکلاف سردرگم بودن تاریخ ایران بود، او با شیوه ی تحلیلی جدیدی تاریخ معاصر ایران وگوشه‌هایی از تاریخ معاصر جهان را آموزش داد.

صابر در بحثهای“ باب بگشا“ نیز به بحران انفعال اجتماعی را از دریچه ای دیگر واکاوی کرد وبه صورتی مبنایی بحران تبعید نمودن خدا به دور دستها را به پرسش گرفت،

ضرورت رابطه ی رفیقانه با او ونیز شیوه ی امدادگیری از او را در پرتو نقش ایفاگری و بر“خوی خدا“ بودن انسان به وادی نظریه پردازی آورد، صابردر نهایت باب بگشا به دنبال فعال سازی انسان به عنوان جانشینی شایسته برای خدا فعال در هستی بود.

صابر در محدوده ی کوچکتری- در عصر متوسط‌ها و کوچک ها- در نسبت با کار عالم گیر شریعتی به کار معلمی پرداخت او نیز به مانند شریعتی کار تئوریک را زیربنای تحول می‌دانست، البته کار تئوریکی که مولد ایمانی نو و مبشر نیز باشد زیرا به عباتی از مهندس سحابی: ”‌نواندیشی بدون نوایمانی به مانند کالبد بدون روح است“‌.

مسیر جاری:   صفحه اصلی در نگاه دیگرانبینش، روش و منش
| + -
استفاده از مطالب سایت با ذکر ماخذ مجاز می‌باشد