پروژه هدی
هدای عزیز
سلام بر تو و سلام بر همه آنانی که به تعبیر تو خرداد را کیفی کردند. از رخساره حنیف، که جوان اول دورانش نامیدی تا شریعتی که معلمی بزرگ. از فاتحان فتح خرمشهر که دریادلانشان نامیدی تا جان برکفان جنبش سبز که کنارشان بودی. و سلام بر مهندس، عزت ایران؛ و هاله، مادر صلح و دوستی؛ و سلام بر هر سه شما که در فاصله ده روزو شام به ناگاه، نه خبری و نه وداعی یک به یک به پرواز درآمدید.
دو سال سپری شد. هر چه زمان می گذرد حس کمبودت نه فقط چون برادری و دوستی و عزیزی، بس محسوس است که برای بینش ات، منش ات و روش ات.



اگر بخواهیم نوع رابطهی هدی صابر با دانشجویان و دانشگاه و به طور کلی، نسل نو، را در چند عبارت کوتاه توصیف کنیم، با تقریب خوبی میتوانیم ”برخورد روشنگرانه و نقادانه“ و ”برقراری رابطهی آموزشی“ را دو کلید اصلی در این رابطه در نظر بگیریم. صابر در دورانی با نسل نو و جنبش دانشجویی از میانهی دههی هفتاد تا اواخر دههی هشتاد خورشیدی، پیوند خورد که به زعم او آموزشهای روشنفکران، نسل نو را به سمت و سوی تفرد، بیمسئولیتی و عدم تقید فردی و اجتماعی کشانده بود.


