“هُدا”ست نام تو، «صابر» عزیز
داوود سلیمانی منبع: فیس بوک نویسنده سال گذشته در زندان رجایی شهر اندوهگین از غم هجرت دو عزیز از دست رفته بودیم که ناگهان خبر هجرتی دیگر به دیار باقی ما را در کمال بهت و حیرت به سوگ نشاند. شعر زیر را در همان دوران به یاد هدی صابر عزیز نوشتم. به نام خدا به یاد هدی عزیز – (اسم با مسمّا) چگونه رفتنت فریاد می زند، نام تُرا، تو اسم با مسمّایی “هُدا”ست نام تو، «صابر» عزیز *** (در حسرت سپاس) به رسمِ ابرازِ سپاسی که اندیشه مرا مشغولِ فرصتی دوباره به دیدار می نمود، تا بوسه ای به مهرِ بی دریغ تو باشد، نگاهِ من می نگارم این دغدغه ی دل نهفته را، زیرا سلامِ ساده …





مجموعهی رنجها بر شوریدگیاش افزوده بود ولی شوریدهسری قوام یافته به امن ایمان. مجموعهای از حفرهها و فقدانها در جامعه ایران او را به جمعبندی کار تئوریک و آموزشی رسانده بود. این جمعبندی آقای صابر محصول سالها نشست و برخاست با مجموعههای روشنفکران و به ویژه دانشجویان و انجمنهای دانشجویی بود و از آنجا که دل در گرو به “می با جوان خوردن” داشت دستاوردها و انباشتهای اندیشهای خود را در آستانهی آموزش به عرض نظر جوانان رساند و این خود یک نکتهی ظریف و مهم است».

