یادنامه دهمین سالگرد پرواز سحابیها و صابر
یادنامه دهمین سالگرد شهادت هدی صابر منتشر شد. در این یادنامه ضمن بررسی مشی و منش هدی صابر، گفتوگوهایی در مورد مدل روشنفکری هدی صابر و نقد فضای روشنفکری توسط این اندیشمند و فعال سیاسی ارائه شده است. این یادنامه که به مناسبت دهمین سالگرد درگذشت عزتالله سحابی و شهادت هاله سحابی و هدی صابر به صورت مشترک منتشر شده، مقالات و مصاحبههایی از اندیشمندان و فعالان فکری – سیاسی – اجتماعی منتشر شده است.



سارا شریعتی – در نمونۀ صابر، علاوه بر افزودن سرمایۀ پهلوانی و مبارزاتی بر الگوی روشنفکری تام، ما با این خواستِ خودسازی و ارادۀ ساختِ انسانی همطراز دعاوی خویش روبهرو هستیم. انسانی که میخواهد فراسوی قالبهای موجود، الگوی جدیدی خلق کند، سقف ادعا را باز بلندتر کند، استانداردها را ارتقا بخشد و در زمینۀ تاریخی یک نوعِ آرمانی بسازد. در این جاست که از قالبهای روشنفکری، پهلوانی و مبارزاتی نیز فراتر میرود و این احتمالاً همان مازادی است که شما از آن سخن میگویید.
فیروزه صابر – هدی، در گذر از نوجوانی به جوانی، در بالنده سرودش، ممیزههایی یافت که عشق بود و جهش، آموزش بود و جوشش و روش بود و منش. این همه را در حنیفنژاد یافت، در مصدق و در دوره ایفای وظیفه ملی که توانست به خواب دوران پایان دهد، نیز همین را یافت و به تصویرش کشید. هرچه را نقش منش بود، از زیست طالقانی و شریعتی و سحابیها جورید و بیرون کشید. در معلمی که به او دل داد، در مربی زمین فوتبال، در دستان پاک پدر، در مهر بیغش مادر و در دوستان جوانمرد، چه همکلاسی، چه همبازی فوتبال، چه همکار، چه همفکر سیاسی و فرهنگی و اجتماعی، چه آشنا و خویشاوند، عطر منش میبویید.
یاشار دارالشفاء- صابر حتما که عارف بود اما نه از آنان که در کُنج عافیتی در پی معبود بگردند و با دوری از خلق تهذیب نفس کنند. او مصداق این جمله بود که «دل با یار و سَر با کار»؛ و کارش چیزی نبود مگر مهندسی هدف: هندسه دادن به آن و به اعتبار روشن کردن مختصاتش، سوار کردن فیزیکی (سازماندهی) روی آن تا که طرحی نو بر پهنهی روزگار درافکنده شود. ارزیابی سلوکِ شخصی او در جریان امر سیاسی، و چالش تکرارپذیریاش در زمینه و زمانهای که ما هستیم، میتواند میراثی را مبتنی بر روش اندیشۀ استراتژیمدار صابر صورتبندی کند که به عوض مداوم شوکه شدن از خیزشها و قیامهای مردمی و سرکوبهای حاکمیتی، ابتکار عمل را بهدست گیریم و سوژۀ تغییر باشیم.
سید حسین موسوی –
رضا زمانی – هدی صابر یک پدیده منحصربهفرد در تاریخ معاصر ماست. برای اثبات این موضوع فقط یک نمونه کتاب خارقالعاده «فروپاشی» شهید صابر است. یک جوان در سالهای آغازین دهه سوم زندگی، در زمانهای که تندروی ارزش بود، آنچنان با دقت و عمیق به تحلیل وقایع و رویدادها میپردازد که پس از قریب به چهل سال تأخیر در انتشار تحقیقاتش، ارزش نگاه ساختارمند او به وقایع را درک میکنیم. ابعاد وجودی و فعالیتهای عملی، پژوهشی، فرهنگی و رفتاری آقا هدی آنچنان گسترده است که پرداختن به هر جنبۀ آن، کملطفی در حق بقیه جوانب است.
در نهمین سالگرد شهادت هدی صابر، هرچند به دلیل شرایط همهگیری کرونا امکان برپایی مراسم سالیانه فراهم نشد، مزار وی محل رجوع علاقمندان این اندیشمند و فعال اجتماعی بوده و گلآذین شد. یادش گرامی و راهش ماندگار و پویان باد. 

مجتبی نجفی ـ چرا هدی صابر را میتوان کنشگر رادیکال مدنی و به تعبیری ” چریک مدنی” نامید؟ هدی صابر منتقد رادیکال نظام سیاسی مستقر بود اما آلترناتیو انتقادهای او نه انفعال بود و نه ناامیدی . پاسخ او به بحران ناکارآمدی و فساد افسارگسیخته و “غارت سیری ناپذیر نوکیسه های حاکمیتی” علاوه بر نقد صریح و رادیکال حاکمیت، ” ساختن” بود که در آموزش و توانمند سازی تعریف میشد. او ساختن را علیه بحران عدم انگیزه می دانست.
احسان شریعتی – 

انجمن جامعهشناسی ایران با همکاری گروه جامعهشناسی توسعه و دگرگونیهای اجتماعی جلسه «معرفی و نقد کتاب پنجاه سال برنامهریزی در ایران» اثر «هدی صابر» را با حضور فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامهطباطبایی، محمدجواد زاهدی، استاد جامعهشناسی دانشگاه پیامنور و حسین سراجزاده، عضو هیات علمی جامعهشناسی دانشگاه خوارزمی در دانشکده علوماجتماعی دانشگاه تهران برگزار کرد.
