hsaber.webmaster

هدی صابر و یادآوران

در این وانفسایی که نبود عنصر «منش» در روابط سیاسی ،اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بیش از هر چیز دیگری احساس می‌شود و به چشم می‌خورد وجود اشخاصی چون هدی صابر که خود نمونه بارز یک انسان اخلاق مدار،ارزش‌مدار و با منش بود می‌توانست کمک بزرگی برای نسل جوان علاقه‌مند،دغدغه دار و اهل بار برداشتن از روی زمین باشد. آنچه در ادامه خواهید خواند جملاتی است از بزرگان ملی مذهبی،دوستان و هم نوردان هدی صابر که در یادنامه چهلم و سالگرد این شهید به رشته تحریر درآمده و به‌اختصار برای شما عزیزان گردآوری‌شده است.

اراده‌ای مافوق اراده‌ها، هاله و هدی را برگزید

مراسم بزرگداشت مرحوم عزت الله سحابی و دخترش شهید هاله سحابی روز جمعه در بند زنان زندان اوین برگزار شد. به گزارش کلمه، در این مراسم که عموم زندانیان زن از جمله همبندی‌های سابق هاله سحابی حضور داشتند، نرگس محمدی به ایراد سخن پرداخت. متن سخنرانی خانم محمدی را در ادامه می‌خوانید: خردادماه یادآور مردان و زنان بزرگ سرزمین ایران است. خانه‌های روزشمار خردادماه ناگهان در سال ۹۰، نام عزت ایران و هاله عشق و صلح و صابر راه حق و بشریت را در خود جای داد. سحابی نه فقط به خاطر ۶۰ سال مبارزه و ۱۵ سال زندان و شکنجه و نه فقط به خاطر برخورداری از علوم و فنون روز، نه فقط به خاطر تسلطش بر تاریخ و نه فقط به خاطر کارآمدی اش در مناصب و مسئولیت هایی که برعهده داشت؛ بلکه برای صداقت، اخلاص و پاکی بی‌نظیرش برای نسل من اسطوره‌ای جاودان است.

احیای منش در دوران کسوف امر قدسی

ترجیع‌بند سخنان صابر در دهه‌ی هشتاد، مفهوم «منش» است؛ مفهومی که گرچه تعریفی اسمی توسط صابر از‌ آن ارائه نشده، اما هم در کار او الگوهای عینی زیادی برای آن معرفی شده و هم فضای مفهومی برای آن ساخته شده که از خلال آن می‌توان درک و دریافتی از چیستی منش به دست داد. چرا صابر این اندازه بر «منش» تاکید ورزید؟ پاسخ اولیه آن روشن است: به سبب خلاء و بحرانی که حس می‌کرد فقدان تقید به منش در جامعه‌ی ایران پدید آورده است. اما پاسخ دقیق‌تری به این پرسش می‌توان داد که مستلزم وارسی شرایط اجتماعی‌ای است که تمرکز مضاعف بر منش را ضروری می‌سازد: شرایطی که در جامعه‌ی ایران در دهه‌ی هفتاد آغاز و در دهه‌ی هشتاد تشدید شد و به تناسب همین تشدید بحران بود که صابر نیز بر تاکید محورین خود بر منش می‌افزود.

منش شهدای خردادماه

پنج شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۴ جمعی از زندانیان سیاسی سالن ۱۲ زندان رجایی شهر مراسمی به یاد زنده یادان هدی صابر و غلامرضا خسروی برگزار کردند. به گزارش ملی – مذهبی در این نشست که جمعی از همبندیان صابر و خسروی حضور داشتند؛ شرکت کنندگان با یاد و خاطره این دو عزیز از دست رفته و سایر شهدا و درگذشتگان خردادماه، به ویژه هاله سحابی و پدربزرگوارش عزت الله سحابی را در این ماه پر تلاطم تاریخ معاصر گرامی داشتند. این نشست صمیمانه در زندان آنچنان حزن انگیز بود که همه شرکت کنندگان به هنگام سخن گفتن و ذکر خاطرات آرزو می‌کردند “ای کاش می‌توانستند احساس خویش را در قالب تنگ واژه ها بیان کنند” حاضرین در مراسم با یادآوری این …

منش شهدای خردادماه ادامه مطلب

تنها رفتی …

دلنوشته همسر شهید هدی صابر به مناسبت پنجاه و ششمین سالگرد تولد

می‌خواهم با لبخند آن طور که تو دوست داشتی به استقبال تولدت بروم؛ اگر اشک‌ها بگذارند. دلم میخواهد یک دل سیر گریه کنم تا خالی شوم، تا بدون تو بتوانم برای چهارمین بار سالگرد تولدت را در دلم به یاد بیاورم و شاید جشن بگیرم. اما مگر دلم خالی می‌شود از درد بی‌درمان بی‌تو ادامه زندگی دادن؟ می‌خواهم سالروز تولدت را از بچه‌ها پنهان کنم، اما مگر می‌شود؟ از چشمهای شان معلوم است که پیشاپیش در فکر و ذهن‌شان به استقبال آن می‌روند، مثل من. هدای عزیز اگر بودی، امروز روز دیگری بود… اما امروز که نیستی هر سالگرد تولدت من و بچه‌ها را نه به یاد تولدت، که به یاد مرگت می‌اندازد. مثل یک پروانه از روی گل زندگی من و بچه‌ها که تازه داشتیم سروسامانی می‌گرفتیم پریدی و رفتی.

دل به مردم داشتن

فردا تولد هدا است که برای ماندن در این دنیا صابر نبود. اما نامش هدی رضازاده صابر بود. ملی ـ مذهبی از نوع خلّص آن. شوری در دل، دیدی در سر و توانی در پای که ایران را درنورد. تهران و اهواز و تبریز تا زاهدان، هر جا که ایران بود. سه الگو در باورش موج می‌زد و گرمش می‌کرد و گاه او را می‌گداخت: مصدق، تختی و حنیف‌نژاد. که هر کدام‌شان دوران‌ساز بودند. این سه در دنیای هدی با هم کنار می‌آمدند. محور این تعامل منش بود، رفاقت و غیرت برای کرامت مردم و عزت ایران، مابقی ویژگی‌ها مهم نبود….

جامه‌دان پر و پیمان: سه گفتار از هدی صابر درباره امام حسین

کتابچه جیبی «جامه‌دان پر و پیمان» مشتمل بر متن سه سخنرانی از هدی صابر درباره امام حسین و عاشورا منتشر شد.  هر سه سخنرانی در ماه محرم و در سال‌های ۱۳۸۶، ۱۳۸۷ و ۱۳۸۸ انجام گرفته‌اند. سخنرانی نخست با عنوان «جامه‌دان پر و پیمان» در تاریخ ۷ بهمن ۱۳۸۶ در منزل آقای طاهر احمدزاده در مشهد انجام شده است. این مراسم به همت جمعی از انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌های شرق کشور و با مشارکت جمعی از اعضای شعبه‌ی خراسان سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی ادوار تحکیم وحدت در تاریخ ۶-۴ بهمن (۱۷-۱۵ محرم) در مشهد برگزار شد و طی آن علاوه بر آقای طاهر احمدزاده، مرحوم احمد قابل، آقای حامد علوی، استاد احمد طهماسبی، شهید هدی صابر و آقای تقی رحمانی نیز به ایراد سخنرانی پرداختند.

آموزش عاشورا؛ دینامیسم سه‌گانه

درس عاشورا برای ما این است. خدا در مقام آموزش است و ما را آموزشی کرده. ما می‌توانیم آموزش بگیریم و آموزش بدهیم. آموزش عاشورا، دینامیسم سه‌گانه است. خدای سر طاقچه جریان‌های روشنفکری مذهبی، خدای کهکشان‌های جمهوری اسلامی، خدایی نیست که با ما در این میدان‌ها بیاید. چرا ما ایده دورانی نداریم؟ چرا نمی‌توانیم تاثیرگذار باشیم؟ چرا نمی‌توانیم کسی را بیانگیزانیم؟ چرا نمی‌توانیم خودمان را برانگیزیم؟ علتش این است که ارتباط ما با آن سر اصلی مثلث، ارتباط حداقلی است. نمی‌شود با یک خدای حداقلی، پروژه‌ی حداکثری پیش برد. خدا هم برای خودش وزنی دارد. سبک نیست که با تخیلات ما در پروژه‌ها بیاید. با برنامه، استراتژی، تئوری و انسجام ما در پروژه‌ها و پروسه‌های‌مان می‌آید. اگر نمی‌آید، [به خاطر این است که] ما در انسجام، سازماندهی و تئوری مشکل داریم. عاشورا، دینامسیم سه‌سر است؛ دینامیسم فرد؛ حسین. دینامیسم هستی و تاریخ. و دینامیسم «او».

صابر در بلوچستان؛ سرزمین «جنایت بدون مکافات» و «خدمت با چشم داشت»

ایران سرزمین «جنایت بدون مکافات» است و «خدمت با چشمداشت». در مناطق محروم اما؛ این دوخصیصه با شدت بیشتری خود می‌نمایاند. درکردستان، بلوچستان و … مثال‌ها و نمونه‌های زیادی از این دو امر تراژیک را می‌توان نشان داد. مناطق اقلیت‌نشین (اقلیت قومی و مذهبی؛ هم چون کرد و بلوچ و عرب؛ سنی و…) معمولا تحت ستمی مضاعف‌اند؛ ستمی که بر همه مردم این سرزمین از سوی حاکمان و صاحبان زر و زور و تزویر رفته و می‌رود و ستمی خاص آن سرزمین، آن قوم و آن مذهب؛ به خاطر قومیت و مذهب‌شان و به خاطر دورافتادگی و پیرامونی بودن‌شان نسبت به مرکز کشور.

گزارش تصویری سومین مراسم سالگرد شهادی هدی صابر

 مراسم سومین سالگرد شهادت هدی صابر صبح جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۳، با حضور تعدادی از شاگردان و دوستان وی برگزار شد. در این مراسم که بدون اطلاع قبلی برگزار شد فیروزه صابر خواهر، دو تن از شاگردان وی و مهندس میثمی در مورد ابعاد فکری و شخصیتی هدی صابر سخنانی ایراد کردند.

یادبود «هدی صابر» در بهشت‌‏زهرا

قطعه صد بهشت‌‏زهرا. اتاقی که جنس دیوارهای آن از چادری خاکی‌رنگ و داربستی فلزی است عده‌‏ای از میهمانان را دربر گرفته. عده‌‏ای روی چند ده صندلی چیده‌‏شده در اتاقک نشسته‌‏اند و تعدادی سرپا زیر آفتاب ایستاده‌‏اند. مراسم یادبود «هدی صابر» ساده است. در اینجا چهره‌هایی آشنا چون «احسان شریعتی»، «سارا» و «سوسن شریعتی»، لطف‏‌الله میثمی، محمد ملکی، تعدادی از شاگردان هدی در حسینیه ارشاد، حبیب‌الله پیمان، حامد سحابی، نسرین ستوده، دلیرثانی، ستاری‌‏فر، مجتبی بدیعی، خانم قدیانی، نرگس محمدی و تعدادی از فعالان مدنی و اجتماعی، مینو مرتاضی، فخرالسادات محتشمی‌‏پور و خواهران و برادر هدی حضور دارند.

سه هم پیمان عشق؛ یادمان سحابی‌ها و صابر در دانشگاه تهران

 انجمن‌اسلامی دانشجویان دانشکده علوم‌اجتماعی دانشگاه تهران، روز یکشنبه ۱۱ خردادماه به مناسبت سالگرد درگذشت مرحوم عزت‌الله سحابی، هاله سحابی و هدی صابر، جلسه‌ای با عنوان «سه هم‌پیمان عشق» با حضور اعضای شورای عمومی این تشکل برگزار کرد. در این جلسه مهندس لطف‌الله میثمی، آقای دکتر محمدتقی شامخی و خانم فیروزه صابر به ایراد سخنرانی پرداختند. مهندس لطف‌الله میثمی، به عنوان اولین سخنران این برنامه، ضمن گرامیداشت  یاد مرحوم عزت‌الله سحابی، هاله سحابی و هدی صابر، به ضرورت توجه به فعالیت‌های آنان در زمان حیات‌ اشاره‌کرد. به همین منظور، وی به بررسی ایده‌ها و فعالیت‌های مرحوم عزت‌الله سحابی، در ارتباط با مسأله نفت پرداخت …

هدی صابر و امروزِ جریان دانشجویی

دانشجویان و جریانات دانشجویی یکی از مخاطبان همیشگی هدی صابر بوده‌اند. او دعوت جمع‌های دانشجویی برای بحث و گفتگو را هیچ گاه رد نمی‌کرد و همواره با استقبال و گشودگی به مواجهه با دانشجویان می‌پرداخت. در موارد متعددی از نشست‌های سیاسی و اردوهای تشکیلاتی انجمن‌های اسلامی و دفتر تحکیم وحدت، هدی صابر نیز در عداد سخنرانان و صاحب‌نظران حاضر در نشست بود. دعوت برای جلسات فکری مستمر نیز مصادیق زیادی دارد؛ از طی مسیر طولانی تهران تا اهواز برای برگزاری کلاس ماهانه‌ی قرآن با جمعی دانشجویی، تا مشارکت در حلقه‌های مطالعاتی تاریخ و توسعه‌ و قرآن‌پژوهی دور و نزدیک دیگر در تهران و سایر شهرستان‌ها. گاه نیز هدی صابر، خود دعوت‌کننده و آغازگر گفتگو با دانشجویان بود.

میر حسین موسوی، هدی صابر، دغدغه مستضعفین

”من فرزند کوچک انقلاب اسلامی به صحنه آمدم تا حامی مستعضعفین  باشم“ این سخنان میرحسین موسوی که به چرایی حضور خود در عرصه انتخابات ۸۸ می‌پرداخت پژواک آرمان‌های بر زمین مانده انقلاب بود که از دهه ۷۰ به بعد به فراموشی سپرده شد. حاکمیت برآمده از انقلاب که کم کم از آرمانهای انقلاب فاصله می‌گرفت، عدالت اجتماعی به عنوان یک مطالبه عمومی را نیز به فراموشی سپرد تا مستضعفین روزگاری وارثان انقلاب نامیده می‌شدند به اقشاری بدل شوند که ناچار باید زیر چرخ‌های توسعه کشور له شوند تا کشور در مسیر توسعه و پیشرفت قرار گیرد.

با بهار آمدی و با بهار رفتی

به نام یگانه حقیقت هستی

با بهار آمدی و با بهار رفتی       اول بهار آمدی و آخر بهار رفتی

و خصلت بهاری بودن را در طول زندگی کوتاهت حفظ کردی

پرشور و نشاط                  اهل کار                   امیدوار

بشارت‌دهنده‌ی زندگی، نو، تازه و … سبز

بهار یعنی شکوفا کننده‌ی استعدادها و تو یک شکوفا کننده بودی

شریعتی و صابر : دو روشنفکر در یک مسیر

هدی صابر را کم و بیش می‌شناسیم. می‌گویم ”کم و بیش“، چون شخصیت، بینش، روش و منش او فراتر از آن بود که با خواندن چند مقاله و مصاحبه در مورد او شناخته شود. حتی بسیاری کسانی که با او زندگی کرده‌اند، شاگردش بوده‌اند و حتی در مراحل مختلف زندگی و فعالیت همراهش بوده‌اند نیز اعتراف کرده‌اند که هرگز شناخت کاملی از او نداشته‌اند. هدی صابر، شخصیت منحصر بفردی در تاریخ پس از انقلاب است. غرض، مجیزگویی و مدیحه‌سرایی نیست. تنها می‌خواهم بگویم جامعه ما شخصیتی را از دست داد که اگر بود، می‌توانست تغییرات فاحشی را در سپهر روشنفکری مذهبی ما رقم بزند.

من، شاگرد هدی صابر هستم

در حاشیه مباحث ”هشت فراز، هزار نیاز“ هدی صابر

 من متولد دهه شصت هستم. همان دهه‌ای که خاطرات و نوستالژی‌اش از پرفروش‌ترین کتاب‌های پیشخوان‌های مقابل دانشگاه تهران است. به ما خیلی چیزها می‌گویند. مثلاً به ما می‌گویند نسل سوم. اما یک لقب عجیب هم پشت قواره‌مان انداخته‌اند: نسل سوخته! اینکه طبق چه معیاری اینقدر راحت چند میلیون دهه شصتی را یک برچسب می‌زنند و تمام؛ خود گواه سطحی‌نگری‌شان است ـ حتی اگر لقب‌دهنده‌ها، هم نسل ما باشند.

«امید» در سه نیروی مدار تغییر، ”سه هم پیمان عشق“

 به نام خدا، لوتی اول سر گذر هستی. سه هم پیمان عشق قصه پر غصه و پر ملاتی است از سر گذشت ”جوان اولان دوران“ و بینش،منش و روش در سه نیروی تغییر“محمد حنیف نژاد، سعید محسن و اصغر بدیع‌زادگان“ به رنج استادم هدی صابر که خود سر خط مشق منش و عشق و روش بود. صابر که خود خال بالای مرام پهلوانی را زده بود در این کتاب سعی بر آن داشت تا مدل یک زیست انقلابی، و انقلابی به معنای سر خم نکردن و رنگ  رخ نباختن ارزش‌های  والای انسانی به هنگام مشکلات در جلوی غاصبان و مزدوران زمان را به همگان نشان دهد. جدی بودن‌شان، بار پشت‌شان، پیگیر بودن‌شان ، عشق‌شان و در ورای همه امیدو میل به تغییر پیرامون‌شان که متفاوت است عیارشان از دوران‌شان.

ملزومات پیشبرد کامیاب یک طرح اجتماعی

فیروزه صابر  از تجربه هدی صابر در ”طرح توسعه مهارت‌های پایه در حاشیه‌نشین‌های زاهدان“ می‌گوید*

 به نام خدا و باسلام خدمت همه دوستان و به یاد آقای مهندس (سحابی)، هاله و هدی و همه کسانی که جایشان خالی است و به قول هدی، کسانی که خرداد را کیفی کردند. وقتی دوستان من را دعوت کردند تا در اینجا یادی از هدی داشته باشم، فکر کردم خوب است که وجه اجتماعی هدی مطرح شود. چون هدی چند وَجهه بود، وجه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی داشت و وجه اجتماعی‌اش در سال‌های آخر عمرش خیلی پررنگ شده بود. فکر کردم یکی از تجربه‌های خوبش را در چند سال اخیر به شما بگویم. طرحی که آموخته‌هایی مفید برای دیگران داشته است.

اسکرول به بالا