هدی صابر و یادآوران
در این وانفسایی که نبود عنصر «منش» در روابط سیاسی ،اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بیش از هر چیز دیگری احساس میشود و به چشم میخورد وجود اشخاصی چون هدی صابر که خود نمونه بارز یک انسان اخلاق مدار،ارزشمدار و با منش بود میتوانست کمک بزرگی برای نسل جوان علاقهمند،دغدغه دار و اهل بار برداشتن از روی زمین باشد. آنچه در ادامه خواهید خواند جملاتی است از بزرگان ملی مذهبی،دوستان و هم نوردان هدی صابر که در یادنامه چهلم و سالگرد این شهید به رشته تحریر درآمده و بهاختصار برای شما عزیزان گردآوریشده است.






انجمناسلامی دانشجویان دانشکده علوماجتماعی دانشگاه تهران، روز یکشنبه ۱۱ خردادماه به مناسبت سالگرد درگذشت مرحوم عزتالله سحابی، هاله سحابی و هدی صابر، جلسهای با عنوان «سه همپیمان عشق» با حضور اعضای شورای عمومی این تشکل برگزار کرد. در این جلسه مهندس لطفالله میثمی، آقای دکتر محمدتقی شامخی و خانم فیروزه صابر به ایراد سخنرانی پرداختند. مهندس لطفالله میثمی، به عنوان اولین سخنران این برنامه، ضمن گرامیداشت یاد مرحوم عزتالله سحابی، هاله سحابی و هدی صابر، به ضرورت توجه به فعالیتهای آنان در زمان حیات اشارهکرد. به همین منظور، وی به بررسی ایدهها و فعالیتهای مرحوم عزتالله سحابی، در ارتباط با مسأله نفت پرداخت …
دانشجویان و جریانات دانشجویی یکی از مخاطبان همیشگی هدی صابر بودهاند. او دعوت جمعهای دانشجویی برای بحث و گفتگو را هیچ گاه رد نمیکرد و همواره با استقبال و گشودگی به مواجهه با دانشجویان میپرداخت. در موارد متعددی از نشستهای سیاسی و اردوهای تشکیلاتی انجمنهای اسلامی و دفتر تحکیم وحدت، هدی صابر نیز در عداد سخنرانان و صاحبنظران حاضر در نشست بود. دعوت برای جلسات فکری مستمر نیز مصادیق زیادی دارد؛ از طی مسیر طولانی تهران تا اهواز برای برگزاری کلاس ماهانهی قرآن با جمعی دانشجویی، تا مشارکت در حلقههای مطالعاتی تاریخ و توسعه و قرآنپژوهی دور و نزدیک دیگر در تهران و سایر شهرستانها. گاه نیز هدی صابر، خود دعوتکننده و آغازگر گفتگو با دانشجویان بود.
”من فرزند کوچک انقلاب اسلامی به صحنه آمدم تا حامی مستعضعفین باشم“ این سخنان میرحسین موسوی که به چرایی حضور خود در عرصه انتخابات ۸۸ میپرداخت پژواک آرمانهای بر زمین مانده انقلاب بود که از دهه ۷۰ به بعد به فراموشی سپرده شد. حاکمیت برآمده از انقلاب که کم کم از آرمانهای انقلاب فاصله میگرفت، عدالت اجتماعی به عنوان یک مطالبه عمومی را نیز به فراموشی سپرد تا مستضعفین روزگاری وارثان انقلاب نامیده میشدند به اقشاری بدل شوند که ناچار باید زیر چرخهای توسعه کشور له شوند تا کشور در مسیر توسعه و پیشرفت قرار گیرد.
به نام یگانه حقیقت هستی
هدی صابر را کم و بیش میشناسیم. میگویم ”کم و بیش“، چون شخصیت، بینش، روش و منش او فراتر از آن بود که با خواندن چند مقاله و مصاحبه در مورد او شناخته شود. حتی بسیاری کسانی که با او زندگی کردهاند، شاگردش بودهاند و حتی در مراحل مختلف زندگی و فعالیت همراهش بودهاند نیز اعتراف کردهاند که هرگز شناخت کاملی از او نداشتهاند. هدی صابر، شخصیت منحصر بفردی در تاریخ پس از انقلاب است. غرض، مجیزگویی و مدیحهسرایی نیست. تنها میخواهم بگویم جامعه ما شخصیتی را از دست داد که اگر بود، میتوانست تغییرات فاحشی را در سپهر روشنفکری مذهبی ما رقم بزند.
به نام خدا، لوتی اول سر گذر هستی. سه هم پیمان عشق قصه پر غصه و پر ملاتی است از سر گذشت ”جوان اولان دوران“ و بینش،منش و روش در سه نیروی تغییر“محمد حنیف نژاد، سعید محسن و اصغر بدیعزادگان“ به رنج استادم هدی صابر که خود سر خط مشق منش و عشق و روش بود. صابر که خود خال بالای مرام پهلوانی را زده بود در این کتاب سعی بر آن داشت تا مدل یک زیست انقلابی، و انقلابی به معنای سر خم نکردن و رنگ رخ نباختن ارزشهای والای انسانی به هنگام مشکلات در جلوی غاصبان و مزدوران زمان را به همگان نشان دهد. جدی بودنشان، بار پشتشان، پیگیر بودنشان ، عشقشان و در ورای همه امیدو میل به تغییر پیرامونشان که متفاوت است عیارشان از دورانشان.