رونمایی فروپاشی، برکناری پر هیاهو
فیروزه صابر ـ همزمان با هشتمین سال پرواز هدی صابر، کتاب «فروپاشی» او (که به تازگی چاپ و برخوردار از هم مجوز چاپ و هم پخش است)، در دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه رونمایی شد. انتخاب این مکان، نخست تناسب دانشکده اقتصاد به عنوان محل نقد و نظر و تعمیق فکری و اندیشه ورزی در حوزه اقتصاد است و دیگر، محل تحصیل و فارغ التحصیلی و فعالیتهای علمی هدی، با استادانی آشنا با او و معتقد به توسعه ظرفیتهای فکری دانشجویان به ویژه نسلی که از نزدیک با پدیدههای تاریخی همچون فروپاشی رژیم پهلوی و دلایل بروز انقلاب عمیقا و همه جانبه آگاه نیستند.
کتاب با شیوه از «بیرون» به «درون»، شرایط جهانی دهه ۱۹۷۰ را تشریح و با ورود به ایران، موقعیت رژیم شاه را بررسی میکند. نگاه به درون همراه با بحرانها، تضادها و ناکامیهایش است. یقینا با این شناخت، دکتر حسن طایی رییس دانشکده اقتصاد به رونمایی باور داشت و همه جانبه از آن حمایت کرد.


ما جمعی از اعضای سابق انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی بعد از برکناری دکتر طایی از ریاست دانشکده اقتصاد به خاطر برگزاری مراسم رونمایی از کتاب شادروان هدی صابر، نگرانی خود را از دخالت نهادهای غیر مسئول در این دانشگاه اعلام میکنیم.به رغم ادعای آقای دکتر سلیمی مبنی بر اینکه برکناری ریاست دانشکده اقتصاد، ارتباطی به برنامه یاد شده نداشته، تاکید می کنیم این برکناری با برگزاری این مراسم مرتبط بوده، به خصوص اینکه در چند روز گذشته، رسانه های وابسته به جریان راست افراطی از حضور دکتر سعید مدنی در این برنامه ابراز نارضایتی کرده بودند. در این مورد به گزارش خبرگزاری فارس با عنوان “پشت پرده حضور محکومان امنیتی در دانشگاه علامه چه کسانی هستند؟” استناد می کنیم که در آن این پرسش مطرح شده بود:
فرشاد مؤمنی در مراسم رونمایی از کتاب «فروپاشی» گفت: میخواهم بحث خود را اینگونه آغاز کنم و بگویم به خانه دوم هدی خوش آمدید. برگزاری این جلسه به تقاضای گروه توسعه و برنامهریزی دانشکده اقتصاد در دستور کار قرار گرفت و شاید مهمترین دلیل آن هم ارزشهای بزرگی است که در این کتاب وجود دارد و من سعی میکنم با زمانی که در اختیار دارم به گوشههایی از آن اشاره کنم. وی افزود: ما در دهه ۱۳۷۰ این توفیق را داشتیم که در گروه توسعه و برنامهریزی یک سلسله نشستهای هفتگی را تحت عنوان کارگاه آموزشی توسعه برای ایران برگزار کنیم که تعدادی از مشاهیر و اندیشهورزان دغدغهدار ایران در آن جلسات شرکت میکردند و ایدهها، نکتهها و نتایج تحقیقات خود را ارائه میدادند و قابل ذکر است که یکی از اعضای ثابتقدم آن جمع مرحوم زندهیاد هدی صابر بود.
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- تالار همایش دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، عصر چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۸ میزبان نشستی بود که نمیشد آن را یک رونمایی کتاب ساده نامید. آن تالار در آن روز میهمانی غایب داشت. میهمانی که سالها پیش درس اقتصاد را پشت نیمکتهای دانشکده اقتصاد علامه خوانده بود و حالا چند سالی بعد از آنکه خودش دیگر در میان ما نیست، انتشار کتابی از او یاد و نامش را یک روز پس از سالروز درگذشتش دوباره زنده کرده بود. آنگونه که مجری مراسم در ابتدای سخنانش گفت، هدی صابر، پژوهشگر حوزه اقتصاد و فعال مدنی، کتاب «فروپاشی؛ نگاهی به درون رژیم شاه» را حدود ۳۷ سال پیش نوشته و آنگونه که یکی از سخنرانان مراسم، فرشاد مومنی گفت، صابر هنگامی که ۲۲ یا ۲۳ سال داشته این کتاب را نگاشته است.
هدی صابر ،روحی در آمیخته با هستی، تاریخ وجامعه بود. از دل حوادثی سخت برآمده بود ،امتداد تاریخ وحرکت را در وجود خود حس می کرد. هنوز لهیب جاودان آذر اهورایی ، فریاد استعلایی حنیف در خرداد خونین و… درتن او روان بود .در پی جهانی بی لغو،رفیق رهگشا را در امتداد پروژه داران می دید. لمس هستی، تاریخ وجامعه ارتقا وارتفاع بخش انسان مسئولی بودکه اورا به تجربه سیاست ورزی مدنی ونخبه گریز وارد کرد. حصار نگاه از بالا را شکست ودر عمق جامعه حل شد. همواره مساله کردن را جزیی از مساله شناسی می دانست. به جامعه دستور نمی داد وبرای آنها تعیین تکلیف تاریخی غیر راهگشا نمی کرد. به صحنه زندگی مدنی درآوردن جامعه در پی پرتوی از سیاست ورزی مدنی ازمون موفق او در سیستان وبلوچستان بود.
در جمع شدن دوستداران به نیت یادآوری و ذکر خیر دوست دو معنا یا مواجهه مندرج است. نخست آنکه چون هر کس از ظن خود یار دوست میشود تبعاً دوست را چنان توصیف میکند که خود شناخته است. از این رو بدیهی است آنها که ابعاد شخصیتی و اخلاقی گسترده تری دارند بیش از کسانی که تنها به خود مانوس و مشغولند، از همراهی و همدلی و همفکری مردم برخوردار شوند. این دسته انسانها بطور طبیعی در جایگاه سرمایه انسانی مردم قرار میگیرند و به سرمایه و نماد اجتماعی ملتی تبدیل میشوند.دومین معنایی که در مواجهه با دوست مندرج است. مفهوم خاطر و یاد و یادآوری است. در واقع هر یک از ما با جمع شدن در خانه یا مزار دوست نه تنها با فراموشی و تنهایی مبارزه میکنیم که در هر حضورخاطر دوست را به تناسب موقعیت زمانی که در آن قرار گرفتهایم از نو میسازیم …
هشتمین سالگرد شهادت هدی صابر روز جمعه ۲۴ خرداد در مزار این اندیشمند و فعال اجتماعی در قطعه ۱۰۰ بهشت زهرا برگزار شد. در این مراسم که با حضور جمعی از علاقمندان و خانواده هدی صابر جریان داشت، مینو مرتاضی لنگرودی به ارائه بحث پرداخت. در ابتدای مراسم ابوطالب آدینهوند بحث دکتر علیرضا رجایی با عنوان «جان شیفته» را قرائت کرد که خلاصه آن به این شرح است: «دشوار است که جهان پارهپاره و از هم گسسته در یگانگی روح و ایمانی تکافتاده به وحدت برسند. این یک بیان شاعرانه یا رمانتیسم نیست. توضیحی است از یکی از مقاطع تاریخ امروز ایران. تلاش انقلابیان مشروطه و جانفشانیهای محلهی امرخیز تبریز برای تعریف نظم و جهانی دیگرگون بازتابی از تلاش برای به تحرک درآوردن ویرانیهای سرزمین ما بود. دهههای بعد بنیانگذاران سازمانهای سیاسی بدون توجه به واقعیت در پی چشمانداز نبودند…»

احسان شریعتی – ده سال از رویدادِ جنبش اعتراضی-مدنی (موسوم از دو سو، به «جنبش سبز» و «فتنه»)، پیآمد انتخابات ریاستجمهوری سال ۸۸، گذشت. رُخدادی که پس از انقلاب شاید گستردهترین تحرک اجتماعی در کشور ما محسوب میشود، و حتی بهلحاظ فراخی درگیری اقشار اجتماع، وسیعتر از حوادث دههٔ ۶۰، که تنشهای داخلی جامعهٔ سیاسی در آن تا مرز یک جنگ داخلی تمامعیار پیش رفت. دهها تن از جوانان در این حرکت اعتراضی جان باختند و صدها تن آسیب دیدند: زندانها از معترضان پُر شد، بسیاری از فعالان مدنی و مطبوعاتی از کشور مهاجرت کردند و…؛ در این اثنا، ملت ما چهرههایی چون هدی صابرها و هاله سحابی ها را از دست داد.




هدی صابر: «خواهر سعید محسن چنین نقل میکند که سعید هرگاه که به دیدار او و همسرش میرفته، چنانچه در منزل نبودند، یک شاخه گل بر دستگیره در منزل میگذاشته. در یک شب عید که آنها در منزل نبودهاند، سعید دو جعبه بنفشه که بر ترک موتور بار کرده بود در باغچه منزل میکارد و میرود. به تعبیر شاعر نوپرداز، بنفشهای که «زمستانشکن» است…»
طرح «توسعه مهارتهای پایه» و «تشکیل گروههای کارآفرینی و آموزش بانکپذیری» در سکونتگاههای غیررسمی زاهدان با حمایت بانک جهانی، به سفارش وزارت مسکن و مدیریت هدی صابر از خرداد ماه سال ۱۳۸۸ با افق زمانی ۱۵ ماه آغاز به کار کرد.
هدی صابرـ در میانهی دهه ۴۰ که در حیاط ایرانِ «ما» به رغم حاکمیت «آنها» و سرکوب و سانسور سازمانیافته و انواع «پیش»گیریها و نیز لمپنیسم هدایتشده در این گوشه و آنسئها، هم حیات بود، هم چشمانداز و دریچههای رو به افق، هم تولید مایهدار اندیشه، هم پردهپرده و لوحهلوحه محصول از فیلم و فیلمنامه و پیِس و صحنه و کلام آهنگین و رمان دلنشین و آوا و نوا و ترانههای اعتراض و هم حجب و حیای عمومی و هم گویشها و نگاههای وزین و متین و «مهار»دار و هم آموزگاریهای پرحکمت و پربار، منِ نوپا یک بار د اول دبستان و یک بار در سوم دبستان دو عتاب ویژه و شوکگونه شنیدم: اولبار در زمستان ۴۴ او با مشاهده یک پرچم ایران به عنوان روانداز بساط لبوفروش، چنان برآشفته به خانه وارد شد که ما در سکوت محض ناظر تخلیهی بغض و تعصبش بودیم…