نامه‌ی وداع به مهندس سحابی

پرینت
بازدید: 4117

 منبع: وب‌سایت جرس ـ 12 خرداد 1390

«به نام رفیق اول و آخر»

مهندس سلام

روح رهایی طلبت بالاخره از پیکر خسته و کوفته ات، بیرون زد و پر گرفت. در رخ بی رخی با مرگ، اهل تقلا نبودی و سبکی روح را بر فرسودگی جسم ترجیح می دادی.

شاید قطره قطره و درج به درج، جان فرسودن و خود مستهلک کردن، سخت تر است از یک لحظه جان دادن و روح رهاندن.

مهندس خسته نباشی

از مصرف بی وقفه جوهر جان در طول زمان و در زنجیره مایه گذاری دوران به دوران در

انجمن اسلامی دانشجویان دهه بیست، نهضت مقاومت ملی دهه سی، نهضت آزادی دهه چهل، حمایت از جوان اولان چهل – پنجاه، شورای انقلاب و مجلس و سازمان برنامه صدر انقلاب، کشتار تاریخی مهر 58 در خزانه، نشر اندیشه در شرکت انتشار، موضع گیری یگانه در قبال برنامه تعدیل ساختار اقتصادی و ادغام در اقتصاد سرمایه داری جهانی، پخشانی «دیدگاه» توسعه درون زا در ایران فردا و نی ناله های یک دهه اخیر

و نیز از شش دهه زندان به زندان و عمر گذراندن در

قصر، برازجان، اوین، عادل آباد و 59 عشرت آباد

مهندس سپاس

از آموزه هایت؛

     سنت ها و قانون های «او»

     وزانت کتاب آخر

     تحققی بودن و در تخیل گام نزدن

     ورز اندیشه و نه تکرارش

     هویت ایرانی

     دیانت وجودی

     قابل کشف بودن مصدق

     توسعه خودبنیاد

     نقد بی رحمانه خود

و

     اخلاق سیاسی – اجتماعی

     مهندس

     در خلاء آموزگاران کیفی دهه های بیست – پنجاه؛

     مصدق ارشد

و

     طالقانی، بازرگان، شریعتی و حنیف نژاد سترگ

     در حد توش و توانت در دهه های شصت و هفتاد

     تلنگرمان زدی

     تصحیح مان کردی

و

     به هم آغوشیدن عقل و رادیکالیسم

وصیت مان کردی

از دست فشردن «آخر» و گریبان بوسی «واپسین»، از پرچم سه رنگ بر جسم آرمیده ات کشیدن، زیر تابوتت گرفتن و دور حسینیه طوافیدن و به «او» تحویل دادن، بازماندم؛ نشاد که نشد. «حکیم» نخواست که نخواست. اما هم «او» در کنار اصل بقا انرژی و عشق،

بقای «آموزش»

را نیز «اصل»انده است:

اطمینان دارم گرمای تب و تاب ایرانی خواهانه ات به سردی خاک، فائق خواهد آمد.

مهندس، دلخوش بودم به پریدن روحت، اما «روح»ات را نیز با محو فجیع «هاله»ات، مچالاندند و زخماندند. اما «رفیق»، تیماردارست؛

تیماردار مهندس و هاله اش

مهندس، همه مسیر، ناکامی نبود، دلخوشی های بزرگی پیش رویت است:

     جهان بی «لغو»

     جهان تمام «سلام»

     مهندس

     دوستت دارم

     با ویژه تأکیدهایت می زیم.

هدی – 12 / 3/ 90