سرود پاییز آمد ...

شاخه:نواها
پرینت
بازدید: 10262

دریافت سرود پاییز آمد با صدای هدی صابر


متن سرود پاییز آمد (سروده‌ی سعید سلطانپور)

 

پاییز آمد

در میان درختان

لانه کرده کبوتر

از تراوش باران می‌گریزد

خورشید از غم

با تمام غرورش پشت ابر سیاهی

عاشقانه به گریه می‌نشیند

 

من با قلبی به سپیدی صبح

با امید بهاران

می‌روم به گلستان

همچو عطر اقاقی

لابلای درختان می‌نشینم

باشد روزی به امید بهاران

روی دامن صحرا لاله روید

 

شعر هستی بر لبانم جاری

پر توانم آری

می‌روم در کوه و دشت و صحرا

ره‌پیمای قله‌ها هستم من

راه خود در توفان

در کنار یاران می‌نوردم

 

دارم امید که دهد روزی سختی کوهستان

بر روان و جانم

پاکی این کوه و دشت و صحرا

باشد روزی برسد به جهان شعر هستی بر لب

جان نهاده بر کف

راه انسان‌ها را در نوردم

 

ره‌پیمای قله‌ها هستم من

راه خود در توفان

در کنار یاران می‌نوردم

 در کوهستان یا کویر تشنه

 یا که در جنگل‌ها

 رهنوردی شاد و پر امیدم

 شعر هستی

 بودن و کوشیدن

 رفتن و پیوستن

 از کژی بگسستن

 جان فدا کردن در راه حق است