در نگاه دیگران» شاخه:بینش، روش و منش
پرینت
بازدید: 4895

 جواد رحیم‌پور

هدی صابر ،روحی در آمیخته با هستی، تاریخ وجامعه بود. از دل حوادثی سخت برآمده بود ،امتداد تاریخ وحرکت را در وجود خود حس می کرد. 
هنوز لهیب جاودان آذر اهورایی ، فریاد استعلایی حنیف در خرداد خونین و... درتن او روان بود .در پی جهانی بی لغو،رفیق رهگشا را در امتداد پروژه داران می دید. لمس هستی، تاریخ وجامعه ارتقا وارتفاع بخش انسان مسئولی بودکه اورا به تجربه سیاست ورزی مدنی ونخبه گریز وارد کرد. 
حصار نگاه از بالا را شکست ودر عمق جامعه حل شد. همواره مساله کردن را جزیی از مساله شناسی می دانست. به جامعه دستور نمی داد وبرای آنها تعیین تکلیف تاریخی غیر راهگشا نمی کرد. به صحنه زندگی مدنی درآوردن جامعه در پی پرتوی از سیاست ورزی مدنی ازمون موفق او در سیستان وبلوچستان بود. 
قبلا او تن به تن با دانشجویان سیاسی آمیخته بود. اما در آنها نوعی نخبه گرایی وسنگینی احساس می کرد. از این رو باب انتقاد را به رویشان گشود وبه سیاست ورزی استراتژیک رهنمونشان ساخت تا ازدام طلب وحل شدن در قدرت بی مهار رهایشان کند. اما این تجربه ولمس شرایط گریزگاهی به وسعت لمس هستی، تاریخ وجامعه را برایش فراهم کرد که اورا از مصلحت سنجی های معمول فراتر برد وردای زیست بی الودگی را بر قامتش افکند چنان که خود بی آلودگی زیستن را پاس داشت. استبداد را کیفی کش می نامید وخودش انسان با کیفیت بود. یادش گرامی باد.

 

هم ترانه ایم با هدی

به لهیب جاودان آذر
به سرود چهار خرداد،قسم
هم ترانه ایم باهدی

ازهشت فراز تاریخ
درپی هشت نیاز
به گردشهرمی گردیم
تا عمق حاشیه ها

درپی چشمان تیزبین آن کودک
دست چروکیده آن مادر
کدام زخم دروغی سربازکرده است؟

هان ،هان!!
بال فرصت های تورا چه کسی شکسته است؟
تورا به حاشیه راندند تا درخود بشکنی
زخم درپی زخم!!
اما،اما ،ما متهمان تاریخ ،با تو یک دردیم.

بیا هم کرانه شویم
بیا با هدی هم ترانه شویم
که حاشیه شکستنی است
رفیق رهگشا ،درپی این ترانه است

جواد رحیم پور-98/3/22 (تقدیم به معلم ساده زیست هدی صابر)

مسیر جاری:   صفحه اصلی در نگاه دیگرانبینش، روش و منش
| + -
استفاده از مطالب سایت با ذکر ماخذ مجاز می‌باشد